تحلیل جامعه‌شناختی همسرستایی و نکوهش همسر (زن-مرد) در شعر و ادب فارسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران

doi
10.22067/social.2022.74681.1128
چکیده

جنس زن در شعر و ادب فارسی چهرۀ مثبت ندارد و در اشعار معمولاً مورد بی­ مهری گویندگان قرارگرفته است، اما آنگاه‌ که در جایگاه همسر قرار می­‌گیرد، با اینکه در ادبیات کلاسیک در هاله‌­ای از ابهام و پوشیدگی قرار می­‌گیرد، کم‌وبیش ستایش می‌­شود، ولی در غزل معاصر از جایگاه والایی برخوردار است که پیوسته در قاب مدح و ستایش شاعران قرار می­‌گیرد. همسر (مرد) در غزل فارسی ـ چه کلاسیک و چه معاصرـ کمتر نمود دارد، ولی همین تعداد کم، کمتر ستایش‌ شده است و بیشتر از طرف زنان نکوهش شده­ است. هدف از نگارش این مقاله، بررسی و تحلیل همسرستایی و نکوهش همسر (زن ـ مرد) در شعر و ادب فارسی است. روش کار کتابخانه‌­ای و توصیفی ـتحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می­‌دهد که در شعر کلاسیک شاعران کمتر از همسر (زن) خویش سخن گفته‌اند و اگر از او ستایش کرده ­اند، بسیار محدود و بیشتر در مرثیه وفات آن­ها شعر سروده­‌اند و از همسر (مرد) خبری نیست، اما در غزل معاصر از آن تفکرات مردسالاری و مردمحوری تا حد زیادی کاسته شده و به‌ویژه همسر (زن) شاعر ستایش و مدح شده است و حتی مردان در جایگاه همسر گاه ستایش و گاه نکوهش شده‌اند. در این دوره ذهنیت غنایی شاعران تغییر کرده‌ است و آن‌­ها نه‌ تنها زبان به ستایش همسر (زن) خود گشوده‌اند، حتی نام آن­ها را هم در غزل ذکر کرده‌اند که در ادبیات کلاسیک ما اصلاً سابقه ندارد.