امنیت حیاتی و شکاف جنسیتیِ مذهبی در ایران: مطالعة تطبیقی درون‌کشوری

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‌شناسی، پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22067/social.2021.69096.1015
چکیده

این گزاره که «زنان مذهبی‌تر از مردان‌اند» یکی از معدود گزاره‌های تعمیمی است که دانشمندان علوم اجتماعی، به‌ویژه جامعه‌شناسان دین بر آن اتفاق‌نظر داشته‌اند؛ با وجود این، تبیین چرایی آن یک معمای علمی محسوب شده و نظریه‌های متعددی برای تبیین این شکاف جنسیتی در دینداری ارائه شده است. این مقاله پژوهشی با هدف وارسی اعتبار تجربی نظریه امنیت حیاتی در ایران، حول محور این پرسش سازمان یافت که تا چه حد شاخص‌های امنیت حیاتی می‌توانند شکاف جنسیتی دینداری در ایران را تبیین کنند؟ در این راستا، ابتدا استدلال‌های نظریه امنیت حیاتی در قالب فرضیات تحقیق فرموله شد. سپس با واحد تحلیل قرار دادن «استان» و استفاده از روش تطبیقی درون‌کشوری، فرضیه‌های مذکور با داده‌های مربوط به همۀ استان‌های ایران مقابله شد تا میزان انطباق و تناظر پیش‌بینی‌های نظریه امنیت حیاتی با شواهد تجربی ارزیابی شود. درنهایت، یافته‌های مربوط به آزمون تجربی رابطه میان امنیت حیاتی با شکاف جنسیتی دینداری در ایران با روش تطبیقی درون‌کشوری و تحلیل بین‌استانی نشان داد که هیچ‌یک از فرضیات بازنمای تئوری امنیت حیاتی تأیید نمی‌شوند. درحقیقت، یافته‌های این تحقیق نتوانست حمایت جدی و قابل اعتمادی برای تئوری امنیت حیاتی در تبیین شکاف جنسیتیِ دینداری در بافت جمعیت مسلمانان و قلمروی استان‌های کشور ایران فراهم آورد. با توجه به همگرایی نتایج این پژوهش درون‌کشوری با پژوهش بین‌کشوری نوریس و اینگلهارت در سال 2008 میلادی دربارۀ ناتوانی تجربی نظریة امنیت حیاتی در تبیین شکاف جنسیتیِ دینداری می‌توان نتیجه گرفت که پایة تجربی این نظریه برای تبیین شکاف جنسیتی دینداری، ضعیف و غیرمستحکم است.