موانع همکاریهای استراتژیک در سیاست خارجی ایران: تحلیلی از منظر کلاننظریههای روابط بینالملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 دانشیار علوم سیاسی، گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2025.525712.1671چکیده
جهانیشدن اقتصاد و ارتباطات بینالمللی سببشده است تا تأمین منافع ملی بیش از هر زمان دیگری درگرو بسط و تقویت همکاریهای بینالمللی باشد. این ضرورت در مورد کشورهایی همچون ایران که از موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ممتازی برخوردارند، بیشتر احساس میشود. پژوهش حاضر با ابتنای نظری بر تئوریهای کلان روابط بینالملل و بازخوانی نحلههای مفهومی رئالیسم، لیبرالیسم، سازهانگاری و انتقادی در پیِ تبیین تمهیدات مفهومی و نظری است که تکوین و تعمیق همکاریهای استراتژیک جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها را در سطح بینالمللی به تعویق انداختهاند. این مقاله با طرح این سؤال که موانع همکاریهای استراتژیک در سیاست خارجی ایران چیست؟ با رویکردی نظری و روش تبیینی به این نتیجه رسیده است که فقدان افقهای مشترک در بازنمایی تهدیدات امنیتی، گسست در زیرساختهای تعاملی اقتصادی، تفاوت و تعارض هویتی و ایدئولوژیک با دیگر بازیگران نظام بینالملل و سرشت گفتمانگریز و ساختارشکن سیاست خارجی ایران در قبال نظم مستقر موجبات شکلگیری نوعی انزوای ژئوپلیتیک مستمر و واگرایی راهبردی مزمن را فراهم آورده است. این وضعیت نهتنها ایران را از بسترهای همکاری در چهارچوب اتحادسازی کلاسیک و نهادینه دور نگاه داشته بلکه بازتولید نوعی خودبسندگی استراتژیک را بهمثابه بدیلی برآمده از تاریخمندی مقاومت در برابر منطق هژمونیک غرب تقویت کرده است. بدینترتیب، سیاست خارجی ایران در منظومهای از تعارضات ساختاری و مفهومی بازتعریف میشود که مسیر هرگونه همکاری راهبردی را در بستر نظم بینالملل معاصر با چالشهای جدی مواجه ساخته است.