واکاوی آینده نگاشت انقلاب اسلامی در پرتو سه خوانش ایدئولوژیک، عملگرا و مدنی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه مازندران
2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه مازندران
doi
10.48308/piaj.2023.231174.1378چکیده
پدیدههای سیاسی ازجمله انقلابها، رخدادهای تاریخیای هستند که مانند یک اُرگانیسم دارای مراحل تولد، نوجوانی و کسب تجربه، جوانی و نیرومندی، پختگی و تکامل هستند. انقلاب اسلامی سال 1979 ایران به عنوان آخرین حلقه از زنجیره انقلابهای قرن 20 در میانه پنجمین دهه عمر خود قرار دارد. این انقلاب دهههای آغازین خود را با فراز و نشیب فراوان طی کرد و اکنون در مرحلهای حساس از تاریخ خود قرار گرفته است. شاید مهمترین چالش پیشروی انقلاب اسلامی در این مقطع تاریخی شتاب شگفتانگیز تغییرات و دگردیسی در جهان و انسان باشد. پژوهشگران در تحقیق پیشرو بنا دارند ضمن بکارگیری رویکرد توصیفی-تحلیلی در چارچوب نظریه اقناع و دیپلماسی فرهنگی به این پرسش اصلی پاسخ دهند که در صورتبندی جدید عرصه جهانی، انقلاب اسلامی برای تضمین بقاء، تداوم حرکت و نیل به اهداف خود در چشم انداز آینده باید چه رویکردی را در پیش گیرد و با کاربست کدام رویکرد میتواند به این اهداف دست یابد؟ یافتههای پژوهش حکایت از آن دارد که انقلاب اسلامی از راه کاربست بازاندیشی در رویکردها و اقناع افکار عمومی با در نظر گرفتن دو سطح داخلی و خارجی برای آینده میتواند شش تصویر متفاوت را فرارو داشته باشد. این تصاویر فرضی تابعی از بکارگیری سه رویکرد ایدئولوژیک، عملگرایانه و مدنی هستند.