شرح و نقدی بر نظریه عقلانیت استراتژیک مرشایمر و درسگفتارهای آن برای نخبگان سیاسی جمهوریاسلامی ایران
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 کاندیدای دکتری روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.22034/fr.2025.496314.1618چکیده
مفهوم عقلانیت استراتژیک که مرشایمر در آخرین اثر خود آن را مطرح کرده، یک رویکرد برای فهم بهتر زمینهها، محدودیتها و همچنین چگونگی تصمیمگیری دولتها در حوزه سیاست خارجی است. مرشایمر با طرح این مفهوم، با گذر از تعاریفِ عام که عقلانیت را در چهارچوب مفاهیمی مانند هزینه-فایده در نظر میگیرند، بر زمینهمندی اجتماعی-مشورتی و مبنای معتبر تئوریک عقلانیت تأکید داشته و با ارائه تعریف و شرح مفهوم جدیدی از این دال مهم در مطالعات روابط و سیاست بینالملل، سعی در ارائه یک چهارچوب تئوریکِ جدید برای درک بهتر سیاست خارجی و تصمیمات دولتمردان در عرصه خارجی داشته است. یکی از مهمترین اهداف این مقاله معرفی این نظریه در ایران با اتخاذ یک رویکرد انتقادی و البته کاربردی است. برهمیناساس، پرسشهای اصلی این هستند که این رویکرد در چه جنبهها و تا چه میزان جدید، مستقل و کاربردی است و چه درسهایی برای نخبگان سیاسی ایران بههمراه دارد؟ برای پاسخ به این پرسشها، با یک رویکرد انتقادی بهویژه از منظر روانشناختی و طرح مفاهیمی مانند پارادایم سیاسی که برخی نظریهپردازان نئوکلاسیک آن را مطرح کردهاند، فرهنگ استراتژیک در سازهانگاری، این فرضیه را مطرح میسازیم که نظریه عقلانیت استراتژیک مرشایمر، علیرغم کاربردی بودن، شباهتهای بسیاری به سایر نظریات ازجمله رئالیسم نئوکلاسیک و سازهانگاری دارد و کاملاً نوآورانه قلمداد نمیشود، با این حال این نظریه حاوی درسگفتارهای مهم و اساسی برای نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. روش انجام پژوهش تحلیلی-تبیینی و ماهیت آن نیز بنیادی-نظری است.