محدودیتهای سیاست معاصر آسیایی جمهوری اسلامی ایران در محیط شبه قاره هند
نویسندگان
1 استادیار مطالعات هند، گروه مطالعات جنوب و شرق آسیا و اقیانوسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری مطالعات هند، گروه مطالعات جنوب و شرق آسیا و اقیانوسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2025.495878.1616چکیده
سیاست آسیایی جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر بهعنوان بخشی اساسی از سیاست خارجی کشور، توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب کرده است. بااینحال، عمده پژوهشهای مرتبط در این موضوع، بیشتر بر روابط ایران با چین و روسیه بهعنوان دو قدرت شرقی تمرکز داشتهاند و مسئله عدم توفیق ایران در توسعه تعاملات خود با سایر محیطها، اعم از شبهقاره هند، بهندرت مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به جایگاه ویژه شبهقاره هند در محیط «آسیا»، پرسش محوری پژوهش حاضر این است که پیشبرد سیاست آسیایی جمهوری اسلامی ایران در محیط شبهقاره هند از کدام متغیرهای محدودکننده تأثیر میپذیرد؟ فرضیهای که در جریان پژوهش مورد آزمون قرار میگیرد این است که برای ارزیابی متغیرهای محدودکننده سیاست آسیایی ایران در محیط شبهقاره هند باید، به تأسی از واقعگرایان نوکلاسیک، به دو سطح از متغیرهای محدودکننده توجه داشت. در سطح اول، عناصر ساختاری نظام بینالملل همچون تخاصم ایران و ایالات متحده و پویاییهای نوظهور منطقهای قرار دارند که چهارچوب کلی انتخابهای سیاست خارجی کشور در این محیط را محدود نمودهاند. در سطح دوم، عناصری غیرساختاری همچون ادراک غیردقیق از معادلات موجود، بیشبرآوردی قدرت مانور در میان بازیگران آسیایی و ظرفیت پایین سازوبرگهای بوروکراتیک قرار دارند که مانع بهینهسازی دستاوردها در همین محیط محدود انتخابها میشوند. در این پژوهش از روش تحقیق کیفی، رویکرد تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانهای بهرهبرداری شده است.