آنتاگونیسم امرتوسعه در دولت های پسا انقلابی ایران؛ در میانه نایافتگی توسعه و خروج از مسیر توسعه

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی(گرایش مسائل ایران) دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.48308/piaj.2023.232412.1424
چکیده

فرآیند توسعه در ایران با گذشت بیش از چهاردهه از عمر انقلاب همواره با دشوارگی روبه رو بوده است که این مسئله اساساً به دلیل عدم اجماع گفتمانی، تعارض میان نیرو‌های اجتماعی، حاکمیت نگرش‌های سیاسی در تدوین و اجرایی‌شدن توسعه ساخت‌یابی شده است. چالش‌های اقتصادی جامعه ایران مانند تورم افسارگسیخته، نرخ بالای بیکاری، کاهش ارزش پول ملی، شلختگی اقتصاد مالی – بانکی، وجود تحریم‌های گسترده اقتصادی، پیوند اقتصاد با متغییر‌های سیاسی و گسست میان نظام دانایی با حوزه توانایی دولت‌ها و ساخت قفس توسعه برای خود، بر عدم توفیق توسعه در ایران پساانقلاب اثرگذار بوده است. به همین منظور پرسش اصلی مقاله حاضر از این قرار است که چرخش‌های گفتمانی توسعه به چه صورت مانع توسعه ایران شده‌اند؟ بر این اساس فرض بنیادین این پژوهش علت این نایافتگی را ساخت قفس‌های توسعه، عدم اجماع و تبدیل شدن امر توسعه به امری آنتاگونیستی در دولت‌های پس از انقلاب از سال 1368 تا 1400 می‌داند. در همین چارچوب روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی با تاکید بر تلفیق نظریه‌ی چالمرز جانسون و اعجم‌اوغلو – رابینسون می‌باشد.