شاعران چگونه در فضای شعر میاندیشند؟
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
چکیده
شعر به اشاره در باب چیزی میپردازد که نمیتوان آن را بیان کرد و اصولاً قابل بیان به نثر و زبان نثر و یا نثر منظوم نیست. در حقیقت، شعر قابل معنیکردن نیست، بلکه قابل تعبیر است. برخی شاعران برای اندیشه و مسئله یا مناسبتی که در ذهن دارند اقدام به سرودن شعر میکنند. اینگونه شاعران را «شاعران مناسبتها» لقب میدهیم. به گمان ما در این صورت آنچه ساخته میشود در حوزة تمثیل قرار میگیرد و ارتباطی به شعر ندارد، زیرا شعر در مقولة رمز قرار میگیرد. از اینجاست که هرمنوتیک (تأویل متن)، که دربارة آثار دینی بهکار گرفته میشود، در باب شعر هم مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین هر خوانش (قرائت) از هر شعری خود رمزی تازه است که به سامان شعر افزوده میشود. حوادث بیرونی در برخورد با تجربیات شاعر در ذهن او انعکاس مییابد و شاعر را برابر با ساختار تجربیات او و جهتگیری وی نسبت به آنها تحت تأثیر قرار میدهد. این تأثیرپذیری به صورت ناخودآگاه انجام میشود و در بیان دوبارة آن از سوی شاعر، به زبان، ترجمه میشود. بیان تأثر شاعر از سائقههای بیرونی عمدی نیست و ناخودآگاه بر مبنای جهانبینی او صورت میگیرد. هرگاه شعر در ذهن او و در ناخودآگاه او برساخته و کامل شد، به دنیای کلمات زاده میشود. در این پژوهش نحوة اندیشیدن شاعر، و نه ناظم، در فضای شعر ردیابی میشود و نیز این نکته مطرح میشود که نظم محصولی فردی و شعر محصولی اجتماعی است؛ بدینمعنا که در شعر فردیتِ هنرمند در هویتِ جمعی حل میشود، به بیان دیگر نظم تکاندیشی و شعر جمعاندیشی است.