تبیین جامعه شناختی تأثیر محرومیت اجتماعی بر عهدشکنی مردان و زنان (مطالعۀ موردی: استان خراسان رضوی)

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران

3 استادیار جامعه‌شناسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران

doi
10.22067/social.2021.70429.1039
چکیده

 پدیدۀ شکاف نسلی و گسترش تفاوت سبک زندگی‌ها سبب پدیدآمدن فاصلۀ اجتماعی در خانواده شده است و محرومیت‌های نسبی موجود در خانواده‌ها بستر محرومیت اجتماعی را ایجاد کرده است. وجود روابط عاطفی کم‌رنگ، نارضایتی شغلی و بیکاری، انتخابی رفتارکردن زوجین و ارضانشدن نیازهای فردی در خانواده، همگی در شکل‌گیری زنان و مردان عهدشکن سهیم هستند. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی بود، با هدف شناخت تأثیر محرومیت اجتماعی و ابعاد آن بر عهدشکنی زوجین در استان خراسان رضوی انجام شده است. حجم نمونه 379 نفر با استفاده از تکنیک کوکران و روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای بود. برای اعتبار پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روایی آن از تحلیل عامل استفاده شد. نتایج  آزمون تی نشان داد بین محرومیت اجتماعی و ابعاد آن مانند محرومیت مادی و غیرمادی با عهدشکنی رابطۀ معنادار وجود داشت. مقادیر رگرسیونی مدل معادلۀ ساختاری حاکی ازآن بود که متغیر محرومیت از مشارکت اجتماعی بر عهدشکنی زوجین تأثیر نداشت (05/0 p >). همچنین محرومیت از شبکۀ روابط اجتماعی به میزان 29/0، محرومیت آموزشی به میزان 26/0، محرومیت از اوقات فراغت به میزان 47/0، محرومیت فکری به میزان 17/0، محرومیت از درآمد به میزان 51/0، محرومیت شغلی به میزان 30/0 و محرومیت از پرستیژ اجتماعی به میزان 10/0 مؤثر بود (05/0 > p). درمجموع، محرومیت از اوقات فراغت بیشترین و محرومیت از پرستیژ اجتماعی کمترین تأثیر را بر عهدشکنی زوجین داشتند.