خوانش واسازانۀ مرگِ دیگری (مورد مطالعه: مرگ کولبران)

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22067/social.2021.70180.1034
چکیده

 هدف اصلی این پژوهش، خوانش واسازانۀ مرگ کولبران است. نشانه-رخداد مرگ کولبر در اینجا دستمایه­ ای برای تأمل در وضعیتی است که در آن پدیدۀ کولبری شکل گرفته است و کولبر به ابژه­ای برای کنترل، سیاست‎گذاری و مدیریت تبدیل شده است. این فرایند نام­‎گذاری و ابژه‎­سازی کولبرروی، دیگر سکۀ سلب مسؤلیت اخلاقی از سوژۀ مرکزنشین در برابر مرگ دیگری مرزنشین است. این پژوهش تلاشی است برای خوانش واسازانۀ این مرگ؛ یعنی واکاوی ژرف مکانیسم‎ها و شگردهایی که گفتمان فرادست به­ کارشان می‎­برد تا از این دیگری موجودی گفت‌وگوناپذیر و ترحم‌ناپذیر بسازد. برای نیل به این مقصود از مضامین راهگشایی مثل تقابل رانۀ مرگ و رانۀ زندگی، دیالکتیک اروس ـتاناتوس، منازعۀ امر معمولی و سیاست، و سلسله ­مراتب توزیع امر محسوس بهره خواهیم گرفت. در کنار این مضامین نظری، با استفاده از روش خوانش واسازانه می‎کوشیم از طریق تحلیل مصاحبه ­هایی که با 20 نفر از کولبران انجام شده است، ژرفای زیستِ روزمرۀ آن­ها را واکاوی کنیم و وضعیت عینی تولید پدیدۀ کولبری و نشانه-رخداد مرگ کولبر را قرائت کنیم. نتایج این تأمل گویای آن است که منطق اقتصاد سیاسیِ حاکم بر استان‏‎­های مرزی با تبدیل اقشار متوسط و فقیر به انسان‎های زائد و توده­ های مازاد بر فضای شهری، درعمل آنان را به­‎سوی فعالیت­های قاچاقِ برون­‎شهری سوق می­‎دهد. سپس در چرخۀ اِعمال امنیت/تجارت مرزی زمینۀ مرگ کولبر فراهم می‎­شود و دست‎­آخر مرگ او به ­مثابۀ رخدادی اتفاقی و ذیل مقولۀ هزینۀ امنیت بازنمایی می­‎شود. نشانه-رخداد مرگ کولبر در فرم فعلی آن برساختی رسانه‎­ای است که عمده‌ترین کارکردش پنهان­‌کردن و به ­فراموشی­ سپردن تبدیل انسان­‎های معمولی به موجوداتی شرور و بی­ خاصیت است.