ضرورتها و الزامات استراتژی ژئوپلینومیکی ایران در بستر سیاست چندهمسایگی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران.
doi
10.22034/fr.2025.502655.1635چکیده
ایران از ویژگیهای ممتازِ جغرافیایی برخوردار است؛ ویژگیهایی که این سرزمین را با سیاست و اقتصاد در قالب قدرت پیوند میدهد و محیط پرهمسایگی را به متغیری مهم در سیاست خارجی آن تبدیل میکند. این درهمتنیدگی ایجاب میکند تا سیاست خارجی جغرافیاپایه ایران در چهارچوب جدید مفهومی ژئوپلینومیکی (بهجای ژئوپلیتیکی / ژئواکونومیکی) معنای تازهای بیابد. بر این اساس، مقاله حاضر برای نیل به هدف خود که تبیین سیاست خارجی ایران در مناطق پیرامونی از وضع موجود به وضع مطلوب است، بر دو پرسش مرتبط که همانا چرایی و چگونگی کاربست استراتژی ژئوپلینومیکی در سیاست چندهمسایگی ایران است، متمرکز میشود. پاسخ فرضی آن است که عنصر الزام در شبکه ژئوپلیتیک و عنصر فرصت در شبکه ژئواکونومیکِ همسایگی ایران، کاربست استراتژی ژئوپلینومیکی را در بستر سیاست چندهمسایگی ضروری میسازد. فرضیه پژوهش در چهارچوب مفهومی-تحلیلی ژئوپلینومیکی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به انجام میرسد که بهموجب آن موضوع سیاست خارجی ایران را کاربست توأمان فرصتهای ژئواکونومیکی با مدیریت چالشهای ژئوپلیتیکی تشکیل میدهد. از سوی دیگر، سطح تحلیل سیاست همسایگی بر روابط منطقهای ایران در سطوح دوجانبه، چندجانبه و نهادی دلالت دارد. یافتهها حکایت از آن دارند که سیاست چندهمسایگی ایران از طریق استراتژی ژئوپلینومیکی مستلزم شبکهسازی روابط چندجانبه همسایگی و بهتبع آن کاربست دیپلماسی شبکهای است.