دلالتهای اندیشه سیاسی معاصر شیعه
نویسندگان
1 دانش آموخته حوزه علمیه قم و دکترای علوم سیاسی
doi
10.48308/piaj.2023.232321.1421چکیده
در غالب پژوهشهای اندیشه سیاسی شیعه در دوره معاصر از تحولات شکلی و قالبی در باب نحوه مواجهه با امر سیاسی سخن رفته است. حرکت انقلابی مردم ایران به رهبری روحانیت و پس از آن شکلگیری حکومت اسلامی بر مبنای آموزهها و اهداف اسلامی، نقطه عطفی در اندیشه سیاسی شیعه به لحاظ نوع و ماهیت نظر و عمل ایجاد کرد. اگر تعاملات علما با حکومتهای صفوی و قجری را در قالب اندیشه سیاسی کلاسیک شیعه تحلیل کنیم، نوع مواجهه آنها با تحرکات انقلابی و حکومت جمهوری اسلامی در چارچوب اندیشه معاصر شیعه قابل دسته بندی است. این دوگانگی هم در شکل مواجهه با حکومتها و هم در مفاهیم پایهای قابل مشاهده است. در این نوشتار با اشاره اجمالی به تطورات شکلی اندیشه سیاسی شیعه از دوره صفوی تا جمهوری اسلامی، به تشریح دلالتهایی میپردازد که اندیشه سیاسی معاصر شیعه را از دوره گذشته آن متمایز میکند. این دلالتها در تغییر مفهوم سیاست، انتظار از دین، وظایف علما، ضرورت تشکیل حکومت دینی، تبدیل حکومت به مقدمه واجب، تحول نسبت به تلقی از دخالت در سیاست و تغییرات در ادبیات سیاسی را شامل میشود.