بازسازی معنایی تجربه زنان از روابط مادر شوهر و عروس(ارائه یک نظریه زمینه‌ای)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.22067/social.2021.59018.0
چکیده

در جامعه ایران همانند جوامعی، مانند هند، چین و ویتنام،... روابط بین مادر شوهر و عروس همواره از حساس‌ترین و شکننده‌ترین روابط محسوب شده و در محیط خانواده‌ها مسئله‌ساز بوده است. در این راستا، این پژوهش با اتخاذ رویکردی کیفی و با هدف درکی پدیدارشناسانه از روابط بین مادر شوهر و عروس صورت پذیرفته است. بر این اساس، با به‌کارگیری روش نظریه زمینه‌ای و تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند به مطالعه تجربه مستقیم 29 زن (از شهرهای مختلف) از رابطه مادر شوهر و عروس پرداخته شده است.داده‌های حاصل از مصاحبه ­ها به مقوله مرکزی «پذیرش جایگاه من» در این رابطه اشاره داشت، به موقعیتی در دل جامعه‌ای در حال گذار که تعریف و جایگاه هردو نقش با مسئله ابهام نقش از سوی طرفین روبه‌رو است. مصاحبه‌ها گویای این مسئله بود که عوامل علّی (مقولات حمایت­گری، دخالت، سلطه و خودمحوری، تخریب و توطئه، حسادت و پذیرش به‌عنوان عضو خانواده) و عوامل زمینه‌ای (مقولات فرهنگ سنتی و مردسالاری) بر این رابطه و درک از آن تأثیرگذار بوده‌اند و راهبردها تحت تأثیر عوامل مداخله‌گر، (مقولات استقلال مالی طرفین، سطح توقعات طرفین، سطح تحصیلات، سطح جهیزیه، سن، حمایت خانواده، توانایی همدلی و هم ذات پنداری)، از راهبردهای منفعلانه تا فعال متفاوت بوده است و بر اساس راهبردهای طرفین پیامدهای متنوعی، مانند پیامدهای مثبتی چون به وجود آمدن رابطه مادر -دختری و حس حمایتگری، حس صمیمیت،  دوستی و پیامدهای منفی، همانند آسیب‌های روانی، کینه‌توزی و حس دشمنی، قطع رابطه و آرزوی مرگ و کیفر برای طرف مقابل را می‌توان نام برد.