رویکرد نوآوری ، عملکرد نوآوری و عملکرد سازمان: نقش میانجی قابلیت بازاریابی استراتژیک
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، کرج، ایران
2 گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، کرج، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، کرج، ایران
doi
10.22111/innoeco.2024.47641.1084چکیده
پژوهش حاضر تاثیر رویکرد نوآوری بر عملکرد نوآوری و عملکرد سازمان را با نقش میانجی متغیرهای قابلیت برنامهریزی بازار استراتژیک و قابلیت پیادهسازی بازاریابی استراتژیک بررسی کرده است. این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و پیمایشی است.جهت جمعآوری اطلاعات، از پرسشنامه محقق ساخته با طیف پنج گزینهای لیکرت استفاده شد که روایی آن بصورت محتوایی توسط متخصصان و اساتید این حوزه و تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید . جامعه آماری متشکل از 119 نفر کارکنان شرکت آریادیزل بوده که به صورت کل شمار مورد بررسی قرار گرفت و 115 پرسشنامه عودت داده شد. دادههای پرسشنامه با کمک نرمافزار SPSS 25 و فرضیهها با روش معادلات ساختاری از طریق نرمافزار ایموس 24 آزمون گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که رویکرد نوآوری بر قابلیت برنامهریزی بازار استراتژیک و قابلیت پیادهسازی بازاریابی استراتژیک و عملکرد نوآوری تاثیر مثبت دارد. همچنین قابلیت برنامهریزی بازار استراتژیک و قابلیت پیادهسازی بازاریابی استراتژیک اثر مثبتی بر عملکرد نوآوری دارند. از طرف دیگر قابلیت برنامهریزی بازار استراتژیک در رابطه بین رویکرد نوآوری و عملکرد نوآوری اثر غیرمستقیم مثبتی دارد. در حالیکه قابلیت پیادهسازی بازاریابی استراتژیک در رابطه بین رویکرد نوآوری و عملکرد نوآوری اثر معناداری ندارد. همچنین نقش میانجی و تاثیر مثبت عملکرد نوآوری در رابطه بین رویکرد نوآوری و عملکرد سازمان بسیار قوی است. بر اساس نتایج پیشنهاد می شود که واحدهای مختلف شرکت در جهت توسعه نوآوری با هم بطور پیوسته تعامل و ارتباط داشته باشند و از تکنیکهای مختلف (روشهای حل مسئله، مهندسی همزمان، تیم های بین کارکردی و QFD ) جهت خلق ایدههای جدید استفاده شود.