گونه شناسی رفتار دولت های دارنده سلاح هسته ای در ارتباط با بازدارندگی با تاکید بر استراتژی های بازدارندگی اسراییل در قبال ج. ا.ایران
نویسندگان
1 دانشیار روابط بینالملل دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/fr.2025.492762.1611چکیده
هدف اصلی این پژوهش آن است که با توجه به نظریه «بازدارندگی هستهای» و مفروضههای آن، به بررسی تأثیرات ثباتساز و یا غیر ثباتساز سلاحهای هستهای بر صلح و امنیت بینالملل از طریق گونهشناسی رفتار دولتهای دارنده سلاح هستهای و تمایل آنها به تهاجم و یا خویشتنداری بپردازد. با توجه به این هدف، سؤال اصلی این پژوهش آن است که آیا سلاحهای هستهای منجر به افزایش قدرت بازدارندگی و بازداشتن دولت دارنده از تهاجم میشود و یا بهواسطه تقویت دولتهای دارنده و تبدیل کردن آنها به پذیرندگان ریسک، منجر به ناامنی و به خطر افتادن صلح و امنیت بینالمللی میشوند؟ به عبارت دیگر سلاحهای هستهای و توانمندیهای مربوط به آنچه تأثیری بر میزان گرایش دولتهای دارنده این سلاحها به جنگطلبی علیه رقبا دارد؟ در پاسخ به این سؤال فرضیه این پژوهش آن است که سلاحهای هستهای ذاتاً ابزار تجاوز و یا بازدارنده درگیری نیستند؛ بلکه معنایی که به این سلاحها توسط رهبران داده میشود، مهم است. بنابراین در ارزیابی ماهیت آثار ثباتساز و یا غیرثباتساز این سلاحها، بایستی بهطور همزمان به دو عامل معنایی «قدرت ریسکپذیری و یا ریسکگریزی رهبران تصمیمگیرنده» در مواجه با بحران و همچنین اهمیت «اعتبار، منزلت و شهرت دولت دارنده سلاح هستهای» توجه کرد. به این ترتیب قدرت بازدارندگی سلاحهای هستهای چه از طریق توازن هستهای و یا برتری هستهای، تحت تأثیر این دو عامل معنایی است.