قرینهشناسی در اصول فقه مقارن
نویسندگان
1 استادیار، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22034/jid.2021.223890.1992چکیده
قرائن به جمیع اقسامش تأثیری انکارناپذیر در شکلگیری ظهور لفظی منابع نقلی دارد، ولی چگونگی این تأثیر با توجه به تعریف قرینه و تفکیک آن از ذوالقرینه و با توجه به اقسام قرائن محل بحث است. در آثار اصولیان از مذاهب مختلف به ضابطهای کلی در شناخت قرینه از ذوالقرینه میتوان رسید و در تقسیم قرائن، به دو مسیر مختلف برای دستهبندی قرائن و نحوه تأثیر آنها باید توجه کرد. در دستهبندی سنتی علم اصول، که در اصول فقه شیعه تکامل یافته است، هفت نوع تقسیم وجود دارد که بیشتر آنها ناظر به جنس قرینه است، ولی در دستهبندی دیگری که محققان اهل سنت مطرح کردهاند قرائن بر اساس نحوه تأثیر در دلالتِ ذوالقرینه به پنج قسم تقسیم شدهاند. نتیجه این گونه مطالعه تطبیقی آن است که بحث قرینهشناسی تکمیل شود و این نیازمند هر دو گونه بحث است؛ هم بحث از ماهیت و جنس قرینه، و هم بحث از نحوه دخالت آن در دلالت، تا در نهایت بتوان میان اجمال و ظهور، مرزبندی روشنی پدید آورد و ابعادی از نظریه تفسیر متن نزد اصولیان را روشن کرد. در هر دو بحث، تحلیل و بررسی انتقادی دیدگاهها نیز انجام شده است.