بازاندیشی مدل بازیگر خردمند از منظر الگوهای بدیل تصمیمگیری در راهبرد سیاست خارجی
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22034/fr.2025.466925.1552چکیده
رویکرد غالب در مطالعه تصمیمگیری سیاست خارجی، همواره نظریه انتخاب عقلانی بوده است و براساس منطق حاکم بر آن، دولتها بهعنوان «جعبههای سیاه» و بازیگرانی یکپارچه و عقلانی در سیاست خارجی و بهطور معمول به دنبال هزینه و فایده هستند؛ اما در ادامه این شناخت به وجود آمد که تصمیمگیرندگان، بهطور مثال در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ممکن است بر اساس ملاحظاتی که ضرورتاً تابعی از محاسبه سود و زیان نیستند، مبادرت به تصمیمگیری نمایند. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اصلی بوده است که الگوی بازیگر خردمند در راهبرد سیاست خارجی با چه محدودیتها و مشکلات مفهومی مواجه بوده است؟ ماهیت این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و تلاش شده است تا چهارچوب مفهومی خود را از الگوهای فرایند سازمانی، سیاست بوروکراتیک، تفکر گروه، مدل تکثرگرای تصمیمگیری و الگوی سایبرنتیک اخذ و از آنها برای تبیین الگوی بازیگر خردمند که الگوی اصلی تصمیمگیری است بهره گیرد تا از این طریق ناکامیهای رویکرد عقلانی که شامل عدم توجه به رویههای تصمیمگیری، غفلت از مجادلات بین بوروکراسیهای درگیر در نظام تصمیمگیری، کنار گذاشتن نقش سطوح اجتماعی از جمله گروههایی ذینفع، افکار عمومی و جنبشهای اجتماعی، بیتوجهی به نقش مؤلفههای روانشناختی حاکم بر گروههای تصمیمگیرنده است تحلیل شود. این موارد با نگاه به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به خوبی قابل تحلیل است. مسئلهای که میتواند در پژوهشهای بعدی بهطور مستقل مورد بررسی قرار گیرد.