مقایسه مدل های رگرسیونی و نظریه مطلوبیت در پیش بینی تصمیم عبور از چراغ قرمز/زرد با لحاظ ناهمگنی مکانی و سلایق رانندگان
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه صنعتی شاهرود، ایران
2 کارشناسی ارشد حمل و نقل، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد راه و ترابری، دانشگاه صنعتی شاهرود، ایران
doi
10.22119/jte.2023.390629.2662چکیده
مدلسازی تصمیم توقف یا عبور رانندگان هنگام مواجهه با چراغ زرد نقش مهمی در سیستمهای پیشگیری از تردید (dilemma protection)، کمک راننده (driver-assistive)، و هشدار به راننده دارد. تصمیم نادرست منجر به تصادفات و مخاطرات ایمنی می شود. مدل های پیش بینی تصمیم توقف/عبور به دوگروه مدل های رگرسیونی و تئوری مطلوبیت تقسیم بندی می شوند. اما مشخص نیست کدام گروه از این مدل ها، قدرت پیش بینی بهتری دارند و آیا منطق و تئوری قوی تر مدل های مطلوبیت، منجر به برازش و پیش بینی بهتری می شود. علاوه بر آن در مطالعات پیشین، کمتر اتفاق افتاده است که هر سه تصمیم توقف، عبور از چراغ زرد، و عبور از چراغ قرمز با هم پیش بینی شود. هدف از مقاله جاری، مقایسه نکویی برازش و پیش بینی صحیح این دو گروه از مدل ها با در نظر گرفتن تصمیم ناایمن عبور از چراغ قرمز می باشد. همچنین بررسی شد در نظر گرفتن اختلاف سلیقه تصادفی یا ناهمگنی رانندگان در کنار ناهمگنی مکانی به کمک مدل های تئوری مطلوبیت، آیا سبب بهبود پیش بینی تصمیم های رانندگان میشود یا خیر. لذا طیف وسیعی از مدل های خانواده تئوری مطلوبیت از جمله لوجیت چندجمله ای، آشیانه ای و ترکیبی و مدل های رگرسیون لجستیک چندجمله ای، ترتیبی و پروبیت ساخته و پرداخته شد. سپس نکویی برازش و توانایی پیش بینی این دو گروه مقایسه شد. برای مدلسازی، دادههای سه تقاطع نهضت، مدرس و مازندران در شهر سمنان، به کمک فیلمبرداری استخراج شد. شاخص های لگاریتم درست نمایی، نسبت درست نمایی، درصد برآورد درست و شاخص اطلاعات آکایکه (AIC) نشان میدهد که نکویی برازش مدل های رگرسیونی بهتر از مدل های تئوری مطلوبیت است. اعتبارسنجی به کمک 20 درصد از داده ها نیز موید همین مطلب بود. اما مزیت مدل های تئوری مطلوبیت، نشان دادن ناهمگنی سلایق رانندگان و ناهمگنیهای مکانی بود. مدل رگرسیون لجستیک چندجمله ای با 43/99 درصد برآورد درست به عنوان بهترین مدل شناخته شد.