تطور معنایی شعارهای اعتراضهای سه دههی اخیر در سپهر گفتمانهای سیاسی
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.48308/piaj.2023.231119.1375چکیده
کنشهای اعتراضی بهعنوان صورتی از جهتگیریهای سیاسی-اجتماعی، دولتها را خارج از انقضای دورههای انتخاباتی بهچالش کشیده تا بدین طریق اشکال نوینی از مشارکت را به نمایش بگذارند. مطالبات مطرح شده در قالب شعارهای اعتراضات و نسبت آنها با گفتمانهای سیاسی دغدغه مقاله حاضر است. براین اساس، در راستای بررسی سیر تطور معنایی شعارهای اعتراضهای سه دههاخیر در سپهر گفتمانهای سیاسی با اتکاء به نظریه چارچوبسازی (framing) اسنو و بنفورد و با استفاده از روش تحلیل محتوای مضمونی به تحلیل شعارهای اعتراضهای کویدانشگاه در تیرماه 78، اعتراضهای پس از انتخابات ریاستجمهوری 88، اعتراضهای دیماه 96 و آبانماه 98 در نسبت با گفتمانهای اصلاحات، عدالت و اعتدال پرداختیم. نتایج حاصله نشان میدهد؛ در سال 78 در مقایسه با سایر سالها چارچوب تشخیصی معترضین پیرامون عدم انسجام در ساختار سیاسی، در سال 88 پیرامون عدم تحقق ارزشهای سیاسی و در سال 96 و 98 نیز در باب بعد ساختاری نظام سیاسی تکوین یافته است. مضامین شعارها در سال 78 (آزادیخواهی، مردمسالاری) با عناصر گفتمان اصلاحات همخوانی داشت، اما بین شعارها و اختلال کارکردی دولت تناظر وجود نداشت. مضامین شعارها در سال 88 (عدالت سیاسی) با عناصر گفتمان عدالت ( فقرزدایی و محرومیتزدایی) همخوانی نداشت، اما با اختلال کارکردی دولت در ساحت سیاست هماهنگ بود. در شبه جنبشهای دهه 90 مضامین شعارهای معترضین هم با عناصر گفتمان اعتدال و هم با اختلال کارکردی دولت همخوانی داشت.