دیپلماسی فرهنگی قدرتهای رقیب ایران در آسیای مرکزی و چالشهای پیشِرو
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران
2 دانشآموخته کارشناس ارشد روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22034/fr.2025.484638.1597چکیده
در جهانی که روابط بینالملل دائماً متحول میشود؛ دیپلماسی فرهنگی از جایگاه مهمی در سیاست خارجی کشورها برخوردار است. کشورهای منطقه آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی علیرغم استقلال سیاسی نوعی ازجاکندگی فرهنگی را نیز تجربه کردند؛ به همین دلیل، این کشورها در روابط خارجی خود در سطح منطقهای و بینالمللی بهدنبال یافتن هویت مستقل بودهاند که با مسئله فرهنگی این کشورها ارتباط تنگاتنگی داشته باشد. از میان دولتهای منطقه، جمهوری اسلامی ایران به لحاظ فرهنگی، تاریخی و ارزشی با این کشورها از تجانس بالایی برخوردار است. درحالی که قدرتهای رقیب ایران در این منطقه بیشتر بهدنبال نفوذ سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی هستند. با در نظر گرفتن این ملاحظات، این سؤال اساسی مطرح میگردد که دیپلماسی فرهنگی ایران در آسیای مرکزی برای ارتقای منافع ملی مشترک دارای چه پتانسیلها و چالشهایی است؟ این نوشتار به روش توصیفی-تبیینی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای و اینترنتی و استفاده از مفهوم دیپلماسی فرهنگی، این فرضیه را مطرح میکند که با توجه به پیشینه اشتراکات تاریخی و فرهنگی از جمله زبان، آداب و رسوم، دیپلماسی علمی و فعالیتهای نهادهای فرهنگی میتواند موتور محرکه ارتقای منافع ملی متقابل میان این کشورها باشد. همچنین، دیپلماسی فرهنگی ایران از دو ناحیه ضعف عملکردی تشکیلات دیپلماسی فرهنگی ایران و فعالیتهای فرهنگی برخی از قدرتهای رقیب از جمله روسیه، ترکیه و اتحادیه اروپا مورد تهدید قرار گرفته است که ضمن نفوذ فرهنگی، پیوندهای فرهنگی ایران با این کشورها را در حوزههای زبان، آداب رسوم، تاریخ و هویت تحتالشعاع قرار داده است.