تحلیل مقایسهای الگوی رقابت و همکاری ایران و افغانستان در دوران دولت وحدت ملی و طالبان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشیار روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2025.480085.1582چکیده
ایران بهعنوان یکی از مهمترین همسایگان غربی افغانستان مناسبات عمیقی در سطوح مختلف با این کشور دارد. در طول دو دهه اخیر و با شکلگیری دولت وحدت ملی همواره مسیر روابط دو کشور متأثر از عوامل تأثیرگذار فردی همچون ادراک رهبران سیاسی، عوامل ملی نظیر: متغیرهای قومی، مذهبی، جغرافیایی و فرهنگی و همچنین عوامل خارجی مانند حضور کشورهای مداخلهگر منطقه و بینالمللی و حضور گروههای تروریستی بوده است. به عبارتی دیگر مناسبات دو کشور ایران و افغانستان همواره بر رقابت و اصولاً تنش اما نه از جنس قهرآمیز و همکاری و تعمیق روابط در بُعد سیاسی و امنیتی بوده است. ایران تاکنون دولت طالبان را به رسمیت نشناخته و تلاش کرده است تا از طریق دیپلماسی منطقهای و همکاری با کشورهای دیگر، به حل و فصل بحرانهای افغانستان کمک کند. این روابط پیچیده نشاندهنده ترکیبی از منافع مشترک و اختلافات عمیق است که دو کشور را به سمت همکاری و در عین حال رقابت سوق داده است. از اینرو پرسش اصلی مقاله حاضر این است که با توجه به متغیرهای چندسطحی مؤثر در روابط ایران و افغانستان، الگوی فهم روابط ایران و افغانستان در دولت وحدت ملی و دولت طالبان را بر چه اساسی میتوان صورتبندی و تحلیل کرد؟ در پاسخ به پرسش اصلی، با استفاده از روش تحلیل مقایسهای متغیرهای داخلی و خارجی که در دورههای زمانی مختلف استقرار این دو دولت از اهمیت متفاوتی برخوردار بودهاند باعث گردیده الگوی ماهوی حاکم بر رقابت و همکاری ایران و افغانستان یک الگوی «چندوجهی»، «دینامیک» و «پیچیده» باشد. در این بین با توجه به در نظر داشت وجوه چندسطحی تفاوت این دو دوره، الگوی استخراجی دوره دولت وحدت ملی «میل به همکاری در پرتو موازنه قدرت منطقهای» و الگوی رقابت و همکاری دوره طالبان «تشدید منازعه و تصاعد بحران در پرتو موازنه چندلایه منافع» صورتبندی شده است. چهارچوب نظری اتخاذی مقاله برای استخراج الگوی روابط دو کشور با اتکا بهصورتبندی نوینی از نظریه رئالیسم نوکلاسیک بوده که به نویسندگان مقاله امکان ترکیبی از محدودیتها و فرصتهای بینالمللی، سطح و میزان تهدیدهای خارجی و فرصتها و محدودیتهای داخلی رفتار سیاست خارجی بازیگران را میدهد. روش تحقیق مقاله با اتکا به دادههای کیفی به شکل تحلیلی- تبیینی است.