روند پژوهی تحول ائتلاف های رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات هند، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشآموخته دکتری دانشگاه تهران، مدیر گروه سیاست خارجی مرکز پژوهشهای مجلس، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2024.451497.1509چکیده
بنیانهای تشکیل رژیم صهیونیستی در غرب آسیا بر مبنای اشغال و قدرت نظامی بوده است؛ بنابراین تلآویو همواره با بحران مشروعیت در محیط پیرامونی خود مواجه بوده است. اصلیترین راهکار رژیم برای برونرفت از این بحران اتحاد و ائتلاف با برخی کشورهای منطقه است. این راهکار از یک الگوی یکسان تبعیت نکرده و در طول زمان بهتناسب تحول در «مجموعه امنیتی غرب آسیا» تغییر کرده است. در حال حاضر روند اتحاد و ائتلافسازی رژیم از رویکرد خطی و دوجانبه به «شبکهسازی پیچیده منطقهای» تغییر یافته است. با عنایت به الگوی جدیدی که رژیم صهیونیستی در پیش گرفته این پرسش مطرح است که شبکهسازی منطقهای رژیم صهیونیستی بر چه ارکانی استوار است؟ و هدف اصلی رژیم در تغییر راهبردهای ائتلافی در منطقه غرب آسیا چیست؟ در پاسخ این استدلال مطرح میشود که شبکهسازی ائتلافهای رژیم بر ایجاد پیوندهای مشترک با کشورهای عربی در قالب پیمان ابراهیم و با کشورهای ترکیه، جمهوری آذربایجان و اقلیم کردستان در قالب ائتلافهای نوپیرامونی ساماندهی شده است. هدف اساسی رژیم از حرکت به سمت شبکهسازی ائتلافها، به حاشیه راندن موضوع فلسطین برای رفع مشکلات در حوزه امنیت داخلی سرزمینهای اشغالی و جانمایی رژیم بهعنوان گرانیگاه اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه غرب آسیا است. دستاورد این رویکرد در بلندمدت، ایجاد وابستگی متقابل میان امنیت، اقتصاد و سیاست رژیم صهیونیستی با بازیگران حاضر در منطقه است.