زندان به‌مثابة بستری مسخ‌کننده یا تعالی‌بخش: مطالعة کیفی تجربة زندان در میان متهمان به قتل در زندان عادل‌آباد شیراز

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی، دانشگاه یزد، یزد،ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22067/jss.v16i2.82983
چکیده

هدف زندان، مجازات، نگهداری یا بازپروری زندانی است، که در این میان زندانیان متهم به قتل و بازپروری آن‌ها وضعیت متفاوتی دارند. شناخت تجربه و نگرش این افراد به زندان می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند که اهداف زندان را اصلاح‌ کرده یا تعالی بخشند. هدف پژوهش حاضر واکاوی تجربة زندان در میان 21 زندانی متهم به قتل در زندان عادل‌آباد شیراز است. داده‌ها با مصاحبة نیمه‌ساختاریافته و روی نمونه‌ای هدفمند جمع‌آوری و با روش تحلیل مضمونی تحلیل شدند. نتیجة تحقیق نشان داد که زندگی در بند قتل، بسیار سخت و طاقت فرساست؛ به‌طوری‌که فرد زندانی از مرحله‌ای به بعد، شناخت خود دربارة محیط را تاحدودی از دست می‌دهد و دچار نوعی مسخ‌شدگی می‌شود. زندان برای قاتل، محیطی است پرمخاطره با فرهنگ خاص خود که فرصت سوزی را به وجود می‌آورد و فرد از داغ ننگ آن نیز دچار اضطراب است. البته قاتلانی که امید به رهایی دارند، در محیط توانمندساز زندان، با ایجاد تغییر مثبت در زندان توانسته‌اند در فعالیت‌های فرهنگی زندان مشارکت کرده و خود را تعالی بخشند. به‌طورکلی اینکه فرد چه تجربه‌ای در زندان دارد، بیشتر مبتنی‌بر عاملیت وی –تجارب زیستة گذشته و اهداف و آرمان‌هایش است- تا ساختار محدودکننده زندان؛ اگرچه نظام کنترلی زندان نیز برای همة گروه‌ها درک و تجربه مشترکی را دارد. با توجه به نتایج تحقیق، کم‌کردن فشارهای روانی زندانیان در بند قتل به‌خصوص زندانیان تازه‌وارد با ابزارهای کنترلی و نظارتی به‌روز و دقیق‌تر، جداکردن قاتلان غیرعمد از عمد، برگزاری کلاس‌های مشاوره به‌صورت ممتد و نظارت بهتر بر محیط از سوی زندان پیشنهاد می‌شود.