تحلیل مقایسۀ مضامین برجستۀ شعر فرخی یزدی و عارف قزوینی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
2 دانشآموختة زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
doi
چکیده
عارف قزوینی و فرخی یزدی دو تن از چهرههای شعری دورة مشروطهاند که زندگیشان با حوادث و رخدادهای عصر خویش پیوند خورده است. آنها با سلاح شعرشان علیه بیدادگریها و ظلم و ستمهای روزگار به مبارزه برمیخیزند. از همان آغاز، طرفداری و حمایت خود را از نهضت مشروطه اعلام و در سرودههایشان منعکس میکنند. بعد از استقرار مشروطیت نیز، به مبارزة خود با عوامل استبداد داخلی و استعمار خارجی ادامه میدهند و در این راه سختیها و رنجهای فراوانی متحمل میشوند، ولی دست از مبارزه برنمیدارند. سرانجام نیز یکی بهدست دژخیمان در زندان کشته میشود و دیگری در تبعید و تنهایی و انزوا جان میسپارد. وظیفة خطیر اشعار فرخی و عارف بیداری تودة مردم است. جهانبینی آنها بر اساس حوادث و مقتضیات زمان شکل میگیرد. مضمون اغلب اشعارشان بر محور آزادی، وطن، دفاع از طبقة رنجبر، مبارزه با جهل و خرافات، و انتقادهای اجتماعی میچرخد. مقایسة اندیشههای سیاسی ـ اجتماعی آنها نشان میدهد، که با وجود اختلافات بسیار، نقاط اشتراکشان نیز کم نیست. در این مقاله تلاش میشود نقاط اختلاف و اشتراک اندیشههای این دو شاعر برجستة عصر مشروطه در موضوعاتی چون آزادی، وطن، انتقاد از عملکرد دستگاههای دولتی، عشق، و اسطوره با شواهد شعری آنها نشان داده شود.