سیر تحول مفهوم «اجتماع امن» در روابط بینالملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 استادیار و عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.29252/piaj.2023.229958.1327چکیده
علم اجتماعی به طور عام و روابط بینالملل به طور خاص، از بدو پیدایش خود همواره موجودیتهای جمعیِ انسانی را آماج توجه قرار دادهاند. برای اشاره به این موجودیتهای جمعی از مفاهیم گوناگونی بهره گرفته شده است. یکی از این مفاهیم، اجتماع امن است که کارل دویچ و همکارانش برای نخستین بار در سال 1957 میلادی مطرح کردند. از دهه 1950 میلادی تا کنون، این مفهوم دستمایه نظری بسیاری از دانشپژوهان برای تبیین تحولات بینالمللی بوده، اما به مرور زمان دستخوش بازصورتبندی شده است. این نوشتار میکوشد با بهرهگیری از بررسی متون نظری که طی بیش از شش دهه اخیر درباره اجتماع امن به رشته تحریر درآمدهاند، جایگاه این مفهوم در ادبیات روابط بینالملل را با نگاهی انتقادی ارزیابی کند. پرسش این است که اجتماع امن از آغاز درانداخته شدن تاکنون چه سیر تحولی را پیموده است؟ یافتههای پژوهش حاضر حاکی از آن است که مفهوم اجتماع امن در گذر از دو نسل متفاوت دانشپژوهی، اگرچه سیر تکاملی داشته، اما برخی نارساییها در هر دو نسل قابل مشاهده است. با این حال به نظر میرسد اجتماع امن ظرفیت کمنظیری را برای بسط مفهومی و نظری به صورت اقامه یک «نظریه بینالمللی اجتماع امن» دارد.