اقتصاد سیاسی توسعه در عراق پساصدام: چرخش سیاسی یا بازتولید نظم دسترسی محدود

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی. دانشگاه رازی

2 دانشیار روابط بین الملل. دانشگاه رازی

3 دانشیار علوم سیاسی و روابط بین الملل. دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.29252/piaj.2022.228181.1277
چکیده

اضمحلال رژیم بعث و زوال نظم سیاسی مستقر به مثابه یک بزنگاه تاریخی فرصت تحول و تکوین سازوکارهای تحقق بخش تغییرات مطلوب اقتصادی- اجتماعی را پیش روی جامعه و نظام سیاسی عراق قرار داد. با این­حال واقعیت­های این کشور حاکی از پیچیده­تر شدن وضعیت توسعه ملی عراق در برهۀ پساصدام است. مسأله پژوهش حاضر رمزگشایی از چگونگی شکل­گیری سرنوشت موجود و منطق حاکم بر الگوی رکود و شکنندگی فرآیند توسعه اقتصادی در عراق پساصدام است. پرسش اصلی مقاله آن است که قبض و بسط فرآیند توسعه در عراق پساصدام چگونه قابل فهم است؟ فرضیه­ پژوهش بدین صورت طراحی شده که ستیز نیروهای اجتماعی قدرتمند حاضر در سپهر سیاسی عراق پساصدام مانع چرخش سیاسی- نهادی ضروری برای گذار از وضعیت نظم دسترسی محدود و حصول به توسعه پویای ملی در این کشور شده است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد کنش­های متقابل نیروهای حاضر در سپهر سیاستگذاری اقتصاد سیاسی عراق پساصدام درجهت تمهید صورت­بندی اندیشه­ای و نهادی منضبط برای باز نمودن قفل­های تاریخی و هدایت توسعه اقتصادی در این کشور گام بر نداشته است. متقابلاً بزنگاه تاریخی ناشی از سقوط صدام با بازتولید میراث نهادی گذشته، تشدید رانت­جویی، گسترش مناسبات قائم به شخص و در نتیجه نابرابری در توزیع درآمدها، افزایش هزینه مبادله و تکوین نظم شکننده­ در این کشور همراه شده است. پژوهش به روش تاریخی و با اتکاء به منابع و متون نظری، گزارش­های آماری و تحلیلی موجود صورت گرفته است.