تحلیل و تبیین طبقاتی ترجیح انتخاباتی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، ایران
doi
10.22067/jss.v16i2.80767چکیده
در بیشتر تحلیلها و تبیینها در ایران بهصورت نظری ترجیح انتخاباتی بررسی شده است. با توجه به فریبندگی تحلیل طبقاتی و نگرش منفی به تحلیل طبقاتی در ایران بهدلیل جایابی آن در دیدگاه مارکسیستی، جامعهشناسان سیاسی چندان به بررسی ترجیح انتخاباتی طبقات توجه نکردهاند و بیشتر، اصحاب رسانه بهصورت ژورنالیستی آن را مطرح کردهاند. با وجود چنین محدودیتهایی این مقاله درصدد بررسی ترجیح انتخاباتی طبقات در ایران بهصورت تجربی است. در این تحقیق با عملیاتیکردن مفهوم قشر و استفاده از سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن ایران در سالهای 1385 و 1390، با ترکیب سه معیار «وضع شغلی»، «گروههای عمدة شغلی» و «سطح تحصیلات»، ساختار طبقاتی شهرستانهای ایران تحلیل میشود و ارتباط آن با ترجیح انتخاباتی دورههای دهم و یازدهم ریاست جمهوری بیان میشود. روش پژوهش این تحقیق، روش تطبیقی درونکشوری است. جامعة آماری همة دادههای اسنادی در حداقل 335 شهرستان در سال 1385 و 1390 است. نتایج تحقیق در سطح شهرستانی نشان میدهد که ترجیحات انتخاباتی قشرها در ایران، شاهدی برای شکلگیری طبقات در ایران است. از رأس هرم قشربندی به پایین، ساختمندی طبقات و اقشار بهتدریج ضعیف و ضعیفتر میشود؛ بهطوریکه در حالت عادی نمیتوان خصلت ساختاری و گروهی برای قشرهای کارگر تصور کرد. درواقع قشر کارگر از جنس طبقات منطقی است؛ درحالیکه قشرهای بالا و طبقة متوسط مجموعة افرادی هستند که مواضع، مضایق و مواهب نسبتاً مشترکی دارند و به همین دلیل دارای رجحانها و منافع مشترکاند.