درآمدی بر"داد" به‌سان مفهوم بنیادین فلسفه سیاسی ایرانی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی.

doi
10.29252/piaj.2023.228999.1304
چکیده

عدالت دغدغه‌ای همیشگی است که نظام‌های سیاسی تحقق آن را آرزوی خود می‌دانند. همه فرهنگ‌ها متناسب با میزان فرهیختگی‌شان به این مسئله بنیادین اقبال کرده‌اند. فرهنگ چند هزار ساله ایرانی عدالت را در قالب مفهوم "داد" مورد توجه قرار داده و متون کلاسیک ایرانی آن را چنان تصویر کرده‌اند که ارزش علمی و پژوهشی آن هنوز هم پابرجاست. بدین‌ترتیب، هدف این مقاله بررسی جایگاه "داد" در سپهر اندیشه ایرانی در قیاس با مفاهیم هم‌خانوادة آن مانند عدالت و انصاف است. این مقاله با روش تفسیری تاریخنگاری اندیشه برآمده از مکتب کمبریج نگاهی نو به این مفهوم با تأکید بر کتاب مهم شاهنامه فردوسی می‌اندازد و سعی دارد مفهوم “داد” را از منظر اندیشه سیاسی بکاود. با این توضیح که اندیشه سیاسی گونه‌ای از اندیشه است که بخشی از بلوک‌های ساختمان گفتمان سیاسی امروز ما(شامل زبان و مفاهیم) را تهیه کرده و بینشی در باره ماهیت زندگی سیاسی ارائه کرده یا مباحثی در توجیه و نقد کنش‌های سیاسی، نهادهای دولتی و سیاستگذاری عمومی ارائه کرده باشد. یافته مهم این مقاله آن است که “داد” مفهومی دو وجهی است که هم زندگی مادی مردم را مورد توجه قرار می‌دهد و هم امر معنوی را که به تحکیم رابطه قلبی مردم و زمامدار، رضایت مردمی و در سیاسی‌ترین شکل آن به مشروعیت مردمی می‌انجامد. نتیجه مقاله این است که توجه نو به این مفهوم بومی ایرانی و کوشش برای نهادسازی آن می‌تواند گام مهمی در راستای برجسته‌سازی مفاهیم اصیل ایرانی‌ است.