روابط چین و عربستان در دوران گذار نظام بین الملل و پیامدهای آن بر جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2024.432518.1477چکیده
با سربرآوردن چین در مقام قدرتی جهانی و پدیدارشدن نشانههای تحول در نظم بینالملل پس از جنگ سرد، عربستان به عنوان یکی از کنشگران مهم منطقهای، با درک چنین برداشتی بر آن شده است تا مناسبات تجاری جدیدی را با پکن پیریزی کند. بر این اساس، رهبران عربستان سعودی همزمان با کوشش برای کاهش وابستگی دیپلماتیک و اقتصادی به آمریکا، به دنبال فاصلهگرفتن از مبادله سنتی امنیت – انرژی با ایالات متحده، بازی میان خطوط و احیای توازن در مناسبات خارجی خویش هستند. با در نظر داشت چنین تحولی، پرسش اصلی پژوهش پیشِرو آن است که چگونه راهبرد اقتصادی نوین عربستان در تعامل با چین و در ساختار جدید نظم بینالمللی، منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار داده است؟ نویسندگان با اتخاذ رویکرد توصیفی – تحلیلی و با بهرهگیری از روش کتابخانهای در گردآوری دادهها و نظریه واقعگرایی نئوکلاسیک برای تحلیل دادهها، سعی بر آن دارند تا به این پرسش پاسخ دهند. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که کوشش «ریاض» جهت توسعه مناسبات با چین، متأثر از ادراک راهبردی نوین مقامات سعودی از تحولات ساختاری نظام بینالملل، قدرت نسبی عربستان در نظم چندقطبی آینده نظام بینالملل و توان اقتصادی ریاض است و تناظر زمانی ابتکار کمربند-راه و چشمانداز 2030 میتواند بستر همکاری نزدیک ریاض-پکن را فراتر از حوزه انرژی فراهم کرده و منافع جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.