مدارای اجتماعی در جوامع چندفرهنگی: مطالعۀ پیمایشی اقوام شهر میاندوآب
نویسندگان
1 دانشگاه کردستان
2 دانشگاه کردستان
doi
10.22067/jss.v16i1.69008چکیده
مدارا، عنصر ضروری برای فرهنگ دموکراتیک و شهروندی و مفهومی کلیدی در سیاست اجتماعی بهشمار میرود که بدون آن، زندگی جمعی در جوامع چندفرهنگی دشوار و پرهزینه خواهد بود. با نظر به بافت چندفرهنگی شهر میاندوآب (بهعنوان میدان موردمطالعه) و سابقۀ مسئله دارشدن روابط بینفرهنگی در این شهر، در پژوهش حاضر، با الهام از سنخشناسی مدارای اجتماعی پیترسون کینگ به بررسی وضعیت مدارای اجتماعی پرداخته شده است. این پژوهش با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه، روی 313 نفر از شهروندان میاندوآب در بازۀ سنی 18 تا 50 سال با نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحلهای انجام شد. برمبنای یافته های توصیفی، مدارای اجتماعی دربین پاسخگویان در سطح متوسط ارزیابی شد. درمیان ابعاد مدارا، بیشترین میانگین به مدارای هویتی اختصاص داشت. برمبنای نتایج تبیینی، شکلهای سرمایه (اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) با مدارای اجتماعی در ابعاد چهارگانۀ آن رابطة مستقیم داشتند. همچنین، با شدتیافتن جهت گیری قومی و دینی پاسخگویان، مدارای اجتماعی کاهش یافت. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای شکلهای سرمایه و جهت گیریهای قومی و مذهبی 3/52 درصد از تغییرات مدارای اجتماعی را تبیین کردند.