رفتار جمعی یا کنش اعتراضی: مطالعه ناآرامی های اجتماعی آبان 98 با استفاده از نظریه مبنایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه شیراز

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

3 استادیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.29252/piaj.2022.225335.1183
چکیده

ناآرامی­های اجتماعی به نارضایتی عمومی و شیوه­های نامتعارف و گاه خشونت آمیز افراد در جامعه اشاره دارد. در این مقاله ناآرامی­های اجتماعی آبان 98 بررسی شده است. نبود اجماع همگانی بر سر کاربرد مفاهیم و همچنین عدم اجماع نظری در بررسی این ناآرامی­ها جنبه­های پرابلماتیک این موضوع را نشان می­دهد. این پژوهش با هدف بررسی چیستی ناآرامی­های اجتماعی آبان 98  با استفاده از روش کیفی انجام شده است. منطق حاکم بر جمع آوری داده­ها با توجه به ماهیت موضوع که در گذشته اتفاق افتاده، مثلث بندی است که از منابع متعدد داده و تکنیک­های مختلف از جمله مصاحبه، تحلیل اسناد مکتوب، تصویری و الکترونیکی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه مبنایی (GT) استفاده شده است. یافته­های به دست آمده شامل 10 مقوله: کنش اعتراضی، ناتوانی سیاسی، ساختار انگیزشی، مشروعیت نهادی پایین، فقیرتر شدن جامعه، تجهیز اطلاعات، افق­گرایی، تشدیدکنندگی و پیرامونی بودن اعتراض است. مقوله محوری این پژوهش کنش اعتراضی است که مقولات فوق را شامل می­شود. سپس با توجه به نتایج به دست آمده شرایط علی، شرایط زمینه­ای و مداخله­گر استخراج گردید و مدل مفهومی مربوطه، تبیین شد.