نقش راهبرد پوشش استراتژیک در سیاست خارجی قطر
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل، دانشکده روابط بین الملل، وزارت امور خارجه، تهران، ایران
2 دانشجوی علوم سیاسی و روابط بین الملل، گرایش مطالعات خاورمیانه، دانشکده روابط بین الملل، وزارت امور خارجه، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2024.462506.1543چکیده
تاثیر دولتهای کوچک در روابط بین المللی معاصر بیش از گذشته است. کشور قطر نیز به دلیل فقدان برخی مولفههای سنتی قدرت و وابستگی به قدرت خارجی در تامین امنیت خود، جزو دولتهای ذرهای شناخته میشود. فقدان عناصر سنتی قدرت، دولتهای کوچک را وادار کرده است که از دو راهبرد موازنهسازی یا دنبالهروی به منظور تأمین بقا و امنیت خود استفاده کنند. با این حال، کشور قطر با سرپیچی از راهبردهای متعارف روابط بین الملل، و اتخاذ راهبرد پوشش استراتژیک، نفوذ و کنشگری فعالانهای در منطقه داشته است، به طوری که نقش این کشور در پویاییهای امنیتی منطقه غیرقابل چشمپوشی است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که چگونه قطر با استفاده از راهبرد پوشش استراتژیک، جایگاه خود را در روابط بینالمللی تقویت کرده است؟ این پژوهش که با رویکرد توصیفی-تحلیلی ارائه میشود، ضمن بررسی سیاست خارجی قطر، این فرضیه را مطرح میکند که دوحه از طریق قدرت نرم، تعاملات سازنده و روابط اقتصادی گسترده با طیف وسیعی از بازیگران، استقلال نسبی در روابط خارجی و اتخاذ مواضع فعالانه در قبال تحولات منطقه ای، جایگاه و سرمایه راهبردی خود را در منطقه تقویت کرده است. مجموعه این اقدامات که در راستای نظریه پوشش استراتژیک است، این امکان را به قطر داده تا شرایط عدم قطعیت منطقه ای و پیشبینی ناپذیری بین المللی را به صورت بهینه ای مدیریت، و در عین حال نقش خود را به عنوان بازیگری تاثیرگذار در منطقه تثبیت کند.