منطقهگرایی آشیانه ای : ایران، روسیه و چین
نویسندگان
1 استاد روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کاندید دکترای روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2024.433432.1478چکیده
منطقهگرایی بهعنوان یکی از الزامات سیاست خارجی کشورها از گذشته خود را بر کشورها تحمیل نموده است؛ اما الگوهای آن پیوند مستقیمی با تحولات سیستم بینالملل داشته بهگونهای که در وضعیت پیچیدگی، خود را در قالب منطقهگرایی شبکهای و آشیانهای نمایان ساخته است. تداخل بلوکهای منطقهای ایران، روسیه و چین به ایجاد شبکه منطقهای آشیانهای منجر شده است که خوشههای شبکهای هرکدام از آنها بخشی از این شبکه را شکل میدهند. هرچند ادبیات روابط بینالملل به توصیف ابعادی از منطقهگرایی این سه کشور پرداختهاند اما بایستی از سطح توصیف به علل و پیامدهای این نوع منطقهگرایی بر سیاست خارجی این سه کشور حرکت نمود و آن اینکه منطقهگرایی آشیانهای و پیامدهای آن بر سیاست خارجی آنها بهویژه در حوزه مدیریت و کنترل این شبکه چیست؟ پاسخ به این پرسش را بایستی در تداخل مرزی، ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر جستوجو نمود و از سویی تأثیرگذاری بر پویش قدرت و حرکت به سمت بازدارندگی هیبریدی جمعی ازجمله پیامدهای اصلی آن به شمار میآید. به این سبب مقاله از ادبیات موجود در این حوزه فاصله گرفته و منطقهگرایی آشیانهای و پویشهای نظم در روابط بینالملل و کنترل آن را از زاویهای نوین یعنی شبکه آشیانهای مورد بررسی قرار میدهد.