زبان هنری داستان ـ شعر در آثار بیژن نجدی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور سمنان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران (نویسندة مسئول)

doi
چکیده

در این جستار، ضمن بیان عوامل پدیدآورندة سبک، به تحلیل روش و سبک هنری، ساختار، و ویژگی‌های زبانی آثار نویسندۀ معاصر، بیژن نجدی (1320- 1376)، می‌پردازیم. نجدی با فرم و محتوای ارزشمند و آمیختن شعر و داستان مبدع سبک خاصی شده است و با مهارت از عهدۀ ظرافت‌های آن بر‌آمده است. استعداد کم‌نظیری در ادبیات داستانی داشته است اما با مرگ زود‌هنگام فرصتی برای خلق آثاری بیش‌تر نیافت. تحقیق و بررسی در‌ آثار نجدی و مطالعة ویژگی‌های زبانی، بلاغی، و شاعرانگی آثار او، که نوعی تشخص سبکی به آثار وی بخشیده است، شاید بتواند راهی برای خوانش بهتر و دقیق‌تر آثار دیگر نویسندگان امروز ایران باشد؛ زیرا ناشناخته‌ماندن نویسندگانی که از شیوه و سبکی نو در روایت داستان‌هایشان بهره برده‌اند مطالعات ادبی را محدود می‌کند و علاقه‌مندان را از توجه به ادبیات معاصر باز‌می‌دارد. در این مجال، سه اثر داستانی نجدی را با نام‌های یوزپلنگانی که با من دویده‌اند، دوباره از همان خیابان‌ها، و داستان‌های ناتمام بررسی می‌کنیم. بیژن نجدی با به‌کارگیری زبان شاعرانه و با دایره‌ای گسترده و بسیار سنجیده و هم‌چنین با رعایت توازن عناصر داستان به زبان شعر نزدیک شده است. ازاین‌رو، داستان‌هایش را می‌توان داستان شاعرانه نامید. پیش از نجدی کسان دیگر در زمینة درآمیختن شعر و داستان تلاش کرده‌اند، اما هیچ‌یک نتوانستند موفقیت نجدی را به‌دست آورند. نخست، به عوامل پدیدآورندة سبک ادبی، چگونگی بیان در روایت داستان، و عوامل شاعرانگی و آشنایی‌زدایی پرداخته می‌شود و سپس می‌کوشیم آن عوامل را در داستان‌های نجدی بیابیم و با ذکر نمونه‌هایی بازشناسیم. فرض در این نوشتار بهره‌گیری نویسنده از اصول زبانی، بلاغی، و شاعرانگی است. سعی شده است با مطالعۀ دقیق آثار، تحلیل جزئیات آن، و تطبیق داستان‌های نویسنده با اصول زبانی، بلاغی، و ساختاری این موضوع اثبات شود.