ضرورت بازنگری در گونه‌شناسی جامعه‌شناسی اقتصادی

نویسندگان

1 دانشگاه خوارزمی

doi
10.22067/jss.v16i1.77565
چکیده

با توجه به شرایط اجتماعی و دانشگاهی دهة 1970، گروهی از جامعه‌شناسان مبتکر و خلاق و با سنت‌های فکری مختلف، در شکل‌گیری جامعه‌شناسی اقتصادی جدید سهم و نقش بسزایی داشتند. آن‌ها سعی کردند که پدیده‌های اقتصادی را متمایز از رویکرد اقتصاد نوکلاسیک تحلیل کنند. دراین‌میان، برخی از پژوهشگران حوزة جامعه‌شناسی اقتصادی را به دو گونة قدیم و جدید تقسیم‌بندی کردند و پیشگام جامعه‌شناسی اقتصادی جدید را «گرانووتر» معرفی کردند؛ درحالی‌که سنت‌های فکری متعددی در پدیدآمدن حوزة جامعه‌شناسی اقتصادی جدید نقش داشته‌اند؛ ازجمله رویکرد تحلیل شبکه، حوزة جامعه‌شناسی اقتصادی جدید و دیدگاه جامعه‌شناسی تحول‌یافتة فرهنگی. حک‌شدگی، محوری‌ترین مفهوم درمیان سنت‌های فکری جدید است که براساس آن، پدیده‌های اقتصادی متفاوت از علم اقتصاد متعارف تبیین شده‌اند. در این مقاله با بررسی انتقادی این تقسیم‌بندی در حوزة جامعه‌شناسی اقتصادی نشان داده می‌شود که جامعه‌شناسی نومارکسیستی احیاشده در دهة 1970، ازنظر مفهومی و تجربی دستاوردهای مهمی در حوزة جامعه‌شناسی اقتصادی داشته‌ است که از سهم و نقش آن در شکل‌گیری این حوزه غفلت شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در تعامل و ارتباط میان جامعه‌شناسی اقتصادی و رویکرد جامعه‌شناسی اقتصادی نومارکسیستی، جهت‌گیری‌ و تحلیل‌های چندجانبه و جدیدی ایجاد می‌شوند. همان‌گونه‌که جامعه‌شناسی نومارکسیستی احیاشده در دهة 1970 در جامعه‌شناسی متعارف پذیرفته شده است و از دستاوردهای آن بهره گرفته می‌شود، در جامعه‌شناسی اقتصادی نیز چنین تعاملی با جامعه‌شناسی نومارکسیستی سازنده است.