پدیدارشناسی کالاشدگی هنر: ادراک تجربۀ زیستۀ هنرمندان موسیقی آذربایجان شرقی
نویسندگان
1 دانشگاه خوارزمی
2 دانشگاه خوارزمی
doi
10.22067/jss.v16i1.64164چکیده
در پژوهش حاضر، به توصیف و تحلیل تجربة زیستة هنرمندان موسیقی آذربایجان شرقی و ادراک آنان از کالاییشدن هنر موسیقی پرداخته شده است. در این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسانه، کالاییشدن هنر موسیقی بررسی شده است. اساتید موسیقی آذربایجان شرقی که در ماههای خرداد و تابستان 1395 در آموزشگاههای معتبر آذربایجان شرقی حضور داشتند، جامعة موردمطالعه را تشکیل دادهاند. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری هدفمند و رویکرد گلولهبرفی بروزیابنده استفاده شده است. براساس اشباع دادهها، حجم نمونه 10 مصاحبه بود. تکنیک جمعآوری اطلاعات، مصاحبة عمیق بود که توصیف و تجربة زیستة اساتید هنر از مفهوم کالاییشدن موسیقی تحلیل شده است. مطابق با یافتههای تحقیق، مقولههای نهایی زمینهساز کالاییشدن در چهار مقولة نهایی دستهبندی شدند: سیاستزدگی و عامیانگی هنر، تخصصزدایی و محتوازدایی، تقابل ارزشهای سنتی و مدرن و هنر بهمثابة بازار.برطبق مصاحبهها، پیامدهای چنین پدیدة هنری در قالب مفاهیم زیر مقولهبندی شدند: کاهش ادراک هنری مخاطبان، هنر در خدمت و تابعیت اهداف اجتماعی. درنهایت، رویکردهای مدنظر اساتید به کالاییشدن هنر موسیقی، در ذیل رفتارهای محافظهکارانه و رفتار منتقدانه دستهبندی شدند.