سنخشناسی الگوهای بازسازی زندگی پس از طلاق
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22067/jss.v15i1.19942چکیده
طلاق روندی رو به رشد در سالهای اخیر داشته است که نتیجۀ آن، افزایش شمار زنان و مردان درگیر با پیامدهای پس از طلاق است. در این میان، بررسی نحوۀ مواجۀ سوژههای طلاقگرفته با پیامدهای طلاق و چگونگی بازسازی زندگی پس از طلاق، از حوزههای عموماً مغفولمانده در جامعهشناسی ایرانی است. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف سنخشناسی الگوهای بازسازی زندگی پس از طلاق انجام شده است و با اتخاذ رویکرد کیفی و تکنیک مصاحبۀ عمیق نیمهساختاریافته به مطالعۀ نحوۀ بازسازی زندگی پس از طلاق سوژههای طلاقگرفته پرداخته است. نتایج حاصل از مصاحبههای عمیق با 36 زن و مرد طلاقگرفته در تهران، چهار الگوی بازسازی پس از طلاق را براساس مختصات ذهنی و عینی پاسخگویان شناسایی کرد. این الگوها شامل بازسازی پیشروانه، دو الگوی بازسازی دوگانه یا انتقالی و بازسازی واپسگرایانه است. بر این مبنا، سوژههای حاضر در دستۀ نخست از شرایط ذهنی و عینی مساعدی پس از طلاق برخوردار بوده و طلاق را واقعهای در جهت بهبود کیفیت زندگی خود میدانند و با اتخاذ رویکردی فعالانه و پیشروانه به بازسازی موفقیتآمیز زندگی خود میپردازند. اما افرادی که در الگوهای بازسازی دوگانه قرار دارند عموماً از ناسازی میان ذهنیت و عینیت بیرونی رنج میبرند و در صورت رفع این ناسازگاری، در آینده امکان حرکت بهسوی هر یک از الگوهای بازسازی اول و چهارم را خواهند داشت و در نهایت برای سوژههای حاضر در دسته بازسازی واپسگرایانه، بهدلیل ذهنیت و عینیت نامساعد آنان در مواجه با زندگی پس از طلاق، واقعۀ طلاق منجر به حرکتی رو به عقب و پسروانه گردیده است. این پژوهش لزوم توانمندسازی سوژههای درگیر با الگوی بازسازی واپسگرایانه را در برنامههای مداخلاتی متذکر میشود.