باستانگرایی واژگانی در شعرهای آزاد نیما و خاستگاههای آن
نویسندگان
1 استادیار، عضو هیئت علمی مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
doi
چکیده
فرمالیستهای روسی ادبیات را نوعی کاربرد ویژة زبان تلقی میکردند که با انحراف از زبان عملی (practical language) و درهمریختن آن محقق میشود. به همین سبب، با تأکید بر جایگاه خاص زبان در نقد آثار ادبی، بحثهای تازهای را در حوزۀ نقد مطرح کردهاند که الهامبخش بسیاری از منتقدان متأخر در نقد و تحلیل اینگونه آثار شده است. «آشناییزدایی» (defamilarization) مهمترین مفهومی است که فرمالیستها بر آن تأکید میکردند و «هنجارگریزی» (deviation) از کلیدیترین بحثهای آن است. برای هنجارگریزی نیز انواعی برشمردهاند که از جملة آنها میتوان به هنجارگریزی زمانی (باستانگرایی) اشاره کرد. در مقالۀ حاضر، با توجه به این رویکرد، سعی شده است ابعاد گوناگون باستانگرایی واژگانی شعرهای آزاد نیما یوشیج با تأکید بر نقش سنت در آن و همچنین دیدگاه نوگرایانۀ شاعر تحلیل شود و شواهد و نمونههایی از این نوع کاربرد زبانی، با توجه به الزامات شاعر در پایبندی به سنت در برخی موارد و پایبندنبودن بدان در مواردی دیگر، عرضه شود.