نگاهی تحلیلی ـ فلسفی به منظومة «صدای پای آب سپهری»
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ایرانشهر
doi
چکیده
اغلب گمان میکنند که منظومة «صدای پای آب» سپهری منظومهای صرفاً توصیفی ـ شاعرانه است. اما این مقاله، از طریق آگاهیهای بهدست آورده، ثابت میکند که در لایههای پنهان این منظومه کارکردی فلسفی نهفته است. همچنین، در این اشعار بین عناصر و پدیدههای طبیعت نوعی کنش هستیشناسی دیده میشود؛ زیرا سپهری از جمله شاعرانی است که هم از آموزههای مکاشفهای و هم از قابلیتهای توصیفی و هنری برخوردار بوده است. سپهری، با درکی هوشمندانه، مفاهیم معنادار عناصر را بهخوبی درمییابد و سپس تلویحاً رابطة دیالکتیک پدیدهها و نوع نظم کیهانی آنها را در قالبی شاعرانه بیان میکند. اندیشیدن به اضلاع و کانونهای ارجاعی و فکری منظومه نشان میدهد که او زوایای پنهان این شعر را در منزلتی تعالیگرایانه و با رویکردی غایتشناسانه فراهم آورده است. از رهگذر دریافتها، به جرئت میتوان گفت که شاعر در این شعر صرفاً در پی توصیف و بیان لذت نفس در قالب و نگاهی شاعرانه نبوده است، بلکه از این رهیافت مبانی بنیادین وجودشناسی را بهگونهای معرفتشناختی تبیین کرده است. ازاینرو، نگارنده در این مقاله با چنین نگرش و دریافتی و با استفاده از روش مطالعة کتابخانهای و با شیوة تحلیلی ـ فلسفی به گردآوری مطالب و اثبات نظریات خود مبادرت ورزیده است.