درک نیات راهبردی خصمانه ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بر اساس مدل و محتوای اوژن سَنتوس
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت راهبردی، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
2 استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دکترای مدیریت آینده پژوهی، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
4 کارشناسی ارشد و پژوهشگر حوزه فناوری و صنعت، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2023.351105.1314چکیده
در نبردها و جنگ ها به خصوص جنگ اراده ها و عزم ها، درک زودتر نیات، طرح ها و نقشه های دشمن عامل مهم پیروزی است. شناخت درک نیات دشمن، نیازمند مدل و ساختار است؛ در این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی وکتابخانه ای، مدل سَنتوس برای درک نیات راهبردی آمریکا علیه ایران ارائه شده است. بعد از گری همل، بیشترین ادبیات نیات راهبردی، متعلق به اوژن سَنتوس است. اجزای مدل درک نیات سَنتوس از لحاظ جامعیت و عمق نسبت به سایر مدل های رقیب خصوصاً برای سطوح راهبردی برتری دارد. در این مدل، کیفیت و نوع نگاه دشمن درباره ایران را میتوان مشاهده کرد. اجزای مدل او شامل «عقاید و مفروضات بنیادین ایران درباره خودش»، «عقاید ایران درباره ایالات متحده»، «اهداف اساسی ایران در قبال آمریکا» و «اقدامات اساسی ایران در قبال آمریکا» است؛ مدل او درمقایسه با یافته هایش درباره ایران، ارزش بیشتری دارد. یافته های دو جزء اول او منطقی تر و یافته های دو جزء بعدی او ناقص و غلوآمیز است. مدلها و فرایندهای درک نیات راهبردی از فردمحوری به سمت سیستم های همجوشی نیت تغییر یافته اند و این سیستمها با اتصال به انواع حسگرهای رفتاری در هوا (ماهواره، هواپیما و پهپاد)، زمین، دریا و شبکه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و زیرساختی و با کمک پایگاه های دانش، هوش مصنوعی و سیستم های نرم افزاری در آستانه دستیابی به داده های بزرگ، فراتحلیلها و دانش های اجتماعی واقعی تر هستند. جمهوری اسلامی ایران و نهادهای آن بایستی به طور منطقی و سیستمی، مدل ها و فرایندهای درک نیات راهبردی دشمنان را در ساختار و بافتارهای خود طراحی کنند.