مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه روان‌شناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه ازاد اسلامی، شهرکرد، ایران

2 گروه روان‌شناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

3 گروه روان‌شناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

doi
10.22034/jmpr.2025.64070.6494
چکیده

هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر بلوغ عاطفی دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه است. روش پژوهش حاضر، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ دختران در حال تحصیل در دورۀ دوم متوسطه در شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آن‌ها 45 نفر به صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه  (در هر گروه 15 نفر) مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات مقیاس بلوغ عاطفی (EMS) یاشویر سینگ و ماهیش بهار گاوا بود. فرآیند اجرای آموزش راهبردهای انگیزشی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه‌ای و آموزش تنظیم هیجان نیز در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای برگزار شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل فرضیه‌های پژوهش از روش کوواریانس چندمتغییره و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر –طرح آمیخته استفاده گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS ورژن 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته‌ها  نشان داد که آموزش راهبردهای انگیزشی و تنظیم هیجان تأثیرات معناداری بر بهبود مولفه‌های بلوغ عاطفی دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه داشت. آموزش راهبردهای انگیزشی بهبود قابل‌توجهی در ثبات عاطفی و بازگشت عاطفی ایجاد کرد، در حالی که آموزش تنظیم هیجان بیشتر بر کاهش ناسازگاری عاطفی، فروپاشی شخصیت و فقدان استقلال اثرگذار بود. این تغییرات در پیگیری نیز حفظ شده و پایداری اثرات آموزش‌ها در طول زمان تأیید گردید. در نتیجه آموزش راهبردهای انگیزشی و تنظیم هیجان می‌تواند به بهبود مولفه‌های بلوغ عاطفی دانش‌آموزان کمک کند. پیشنهاد می‌شود که برنامه‌های آموزشی مدارس بر اساس این راهبردها طراحی شوند تا به ارتقاء سلامت روانی دانش‌آموزان کمک کنند.