تحلیل قدرت موّلد فوکویی از منظر گفتمان (مطالعه موردی: تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران)
نویسندگان
1 وزارت امور خارجه/دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
2 عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.29252/piaj.2022.210002.0چکیده
فوکو قدرت را مساوی با کردار و عمل دانسته و در همین راستا تحلیلات قدرت را بهجای نظریه قدرت قرار میدهد. قدرت زمانی میتواند تبدیل به کردار شود که بتواند دانش و گفتمان ایجاد نماید. در واقع بدون برقراری رژیم حقیقت یعنی گفتمان، قدرت نمیتواند به صورت کردار تبلور یابد. قدرت میتواند انقیاد، سلطه، استراتژی بههنجارسازی و یا قدرت مشرف بر حیات شود. قدرت، گفتمان را میسازد تا سوژه و ابژه خلق کند. این پژوهش در پی پاسخگویی به این پرسش اساسی است که سیاستخارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه توانسته است برای حصول به منافع ملی حداکثری، از دو امر اساسی قدرت و گفتمان در وجه مطلوب خود بهرهبرداری لازم را به عمل آورد؟ در مقام پاسخ فرضیه جستار بدینصورت قرارمییابد که: «سیاستخارجی جمهوری اسلامی ایران، یک سیاست خارجی با رویکرد های زمانی متفاوت، بر اساس گفتمان اسلام سیاسی است. اِعمال این سیاست در عصر پست مدرن، نیازمند به قدرت و دانش و اجرای یک گفتمان غالب برای تاسیس یک رژیم حقیقت در نظام بینالملل است». سیاستخارجی ج.اایران بر اساس موازین گفتمانی قابل صورت بندی و مفصلبندی است. برای تحلیل این مبانی از دو روش دیرینهشناسی و تبارشناسی در بافت خوانش گفتمانی میشل فوکو و با اتخاذ مفاهیم کاربردی بهره گرفته میشود.