صنایع بدیعی در «شعر نو»
نویسندگان
1 استاد پژوهشگاه علوم انسانی
2 دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
صنایع بدیعی از دیرباز مورد توجه شاعران و نویسندگان بسیاری بوده است. علیرغم تفاوتهای آشکاری که شعر نو در عرصة وزن و قافیه و نیز عاطفه و مضامین آن با گذشته دارد، و با وجود اظهارات صریح نیما مبنی بر ناکارآمدی دانش بدیع، حضور آرایههای ادبی را در شعر نو نمیتوان نادیده گرفت. بررسی بدیع در اشعار چهار تن از شاعران معاصر ـ نیما، سپهری، اخوان ثالث و شاملو ـ نشان میدهد که فنون بدیعی در شعر نو، جنبة تصنعی خود را از دست داده و بهصورت طبیعی و براساس انواع تداعی ظهور یافته است. آنچه در این زمینه در شعر ایشان بیشتر بهچشم میخورد، آن دسته از فنون لفظی بدیع است که علاوه بر ایجاد موسیقی، در ایجاد انسجام نیز نقش مؤثری ایفا میکند. فنون معنوی بدیع، در شعر نو چندان ظهور و بروزی ندارد. مواردی که در این بخش دیده میشود، اغلب بر تضاد و تناسب استوارند. در این مقاله، ضمن بیان تفاوتهای شعر نو و شعر کلاسیک، فنون بدیعی در نمونههایی از اشعار شاعران مذکور بررسی و با یکدیگر مقایسه شده است.