آینده نظم منطقهای و بینالمللی و نقشیابی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه و دانشجوی دکتری علوم سیاسی/مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی دانشگاه شاهد، تهران، ایران
2 دانشیار مدیریت راهبردی دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
3 دکتری روابط بینالملل، مدرس دانشگاه و پژوهشگر، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2024.197765چکیده
پایان جنگ سرد و پس از آن حملات 11 سپتامبر به ایالاتمتحده را میتوان مهمترین نقاط عطفی دانست که ترتیبات نظم بینالمللی را در قرن 21 متأثر ساخت. رویداد 11 سپتامبر باعث شد تا ایالاتمتحده رویکرد تهاجمی و مداخلهگرایانه را با هدف نظمسازی جدید بینالمللی در پیش بگیرد. حضور جدیتر در منطقه غرب آسیا، زمینهسازی ایجاد گروههای تروریستی از قبیل داعش و گسترش آن در برخی کشورهای خاورمیانه و غرب آسیا از مهمترین تلاشهای ایالاتمتحده آمریکا در جهت بسط و تحکیم موقعیت خویش بر منطقه استراتژیکی و پرتنش خاورمیانه بوده است. پس از سقوط و شکست داعش در منطقه و همچنین رویکرد دونالد ترامپ نسبت به همپیمانان منطقهای، خروج بخشی از نیروهای ایالاتمتحده آمریکا از خاورمیانه و افول قدرت این کشور در منطقه و جهان، همچنین ظهور قدرتهای جدید منطقهای باتوجه به اینکه نظام بینالملل در حال گذار به سمتوسوی چندجانبه گرایی است و بدون تردید علاوه بر بسط قدرتهای بزرگی چون روسیه و چین، نظم آینده بینالمللی شاهد ظهور قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای ازجمله ایران، ترکیه، هند و قدرتهای نوظهور دیگر خواهد بود. بر همین اساس، در این پژوهش در پیِ پاسخ به این سؤال هستیم که نقش جمهوری اسلامی ایران در آینده نظم منطقهای و بینالمللی چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به این پرسش و با رویکرد توصیفی –تحلیلی، این فرضیه طرح میشود که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک قدرت نوظهور منطقهای در عرصههای متعدد و با تکیه بر ظرفیتها و توانمندیهای سیاسی، هویتی، گفتمانسازی، نظامی و امنیتی خویش توانسته بهعنوان یک بازیگر مهم در معادلات منطقهای نقش ایفا نماید.