قانون: از رضایت تا اطاعت (بررسی رابطه ی رضایت، اطاعت و قانون در رساله ی دوم جان لاک درباره ی حکومت)
نویسندگان
1 دانش آموخته دکترای حقوق کیفری دانشگاه تهران
doi
10.29252/piaj.2022.226203.1214چکیده
هدف اصلی این مقاله بررسیِ رابطهی رضایت و اطاعت از منظر مسألهی قانون است. در نظریهی سیاسیای چون لاک یک پیچیدگیِ اساسی وجود دارد و آن باور به انسانهای آزاد و برابر و در عین حال توجیه قانون به منزلهی امری اطاعتآفرین در جامعهی سیاسی است. برای لاک قانون محلِ تلاقی و تعادلِ رضایت و اطاعت است. سوال اساسیِ این مقاله نحوهی تلاقی این دو مفهوم با یکدیگر و چگونگی تولد قانون است. بر این اساس، لاک نشان میدهد که قانون چیزی از جنس قرارداد است که در آن، افراد با انتخاب و رضایت خود میپذیرند که تابع نظم حقوقی-سیاسیِ خاصی باشند. به زعمِ لاک، انسان موجودی است که به نحوی بنیادین بر خود حکومت میکند و خودفرمانروایی دارد. در جامعهی سیاسی نیز، این شأن و توانایی در قوهی قانونگذاری متجلی میشود و از همین رو این قوه به اساسِ جامعهی سیاسی بدل شده و رهبریِ قانونی جامعه را بر عهده میگیرد. با این وجود، قانون و قوهی قانونگذاری نیز حدود و شرایطی دارند که باید به آن حدود و شرایط پایبند بود و از آنها تخطی نکرد. از سوی دیگر، اگرچه قانون باید در راستای خیر عمومی باشد اما آنچه به قانون قانونیت میدهد و آن را مشروع و معتبر میکند ارتباط و پیوند آن با انتخاب مردم و رضایت ایشان است. نبودِ چنین پیوندی قانون را از قانونیت میاندازد و بیاعتبار میکند. چنین قانونی، فرقی با فرمان یک راهزن یا سارق نخواهد داشت. پس مصلحتسنجیهای پدرسالارانه و تشخیص و تمییز صلاح مردم نمیتوانند چهرهی قانون پیدا کنند و توجیهی برای الزام مردم به اطاعت و مبنایی برای امر و نهی قانونی و تبعیت سیاسی باشند؛ چرا که رابطهای با رضایت ندارند.