صورتبندی نظریهپردازی تمدنی در روابط بینالملل
نویسندگان
1 عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم
doi
10.29252/piaj.2022.225015.1171چکیده
تحول نظری در روابط بینالملل از جمله موضوعات مهم در دانش این حوزه است. در بررسی تحولات نظری، مسئله کانونی، چگونگی خلق نظریههای جدید، ایجاد مناظرههای علمی میان نظریهها و در نهایت ظهور نظریههایی متفاوت و یا متعارض است. ورود مفهوم تمدن به دانش روابط بینالملل و ظهور دو خوانش از تمدن، تحلیل تمدنی از روابط بینالملل را در دو رویکرد متفاوت آشکار نموده است. یک رویکرد، تمدن را بهمثابه یک «وضعیت» ثابت و ایستا، و رویکرد دیگر تمدن را بهمثابه یک «فرایند» در نظر میگیرد. وجه اشتراک هر دو رویکرد آن است که هر دو به زمینهمحور بودنِ نظریه اذعان دارند و تمدن را بهمثابه یک سطح تحلیل و مقولهای سیاسی میپذیرند، اما تفاوت آنها در ارائه تعریفی متفاوت از ماهیت تمدن، نظام بینالملل و بروندادهای تحلیلیِ کاربست تمدن بهمثابه یک سطح تحلیل است. فرضیه پژوهش حاضر این است که وجود دو رویکرد متعارض نسبت به تمدن در روابط بینالملل، شکلدهنده مناظرهای تمدنی در روابط بینالملل بوده و به نظر میرسد روابط بینالملل در آستانه ظهور یک نظریه تمدنی است. در این پژوهش تلاش میشود با روش توصیفی ـ تحلیلی و مراجعه به متون و فراتحلیل دادههای تولید شده، تصویری روشن از این مناظره و فراتحلیلی از الزامات نظریهپردازی روابط بینالملل ارائه شود.