نظم بینالمللی در حال گذار و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل، دانشکده امنیت ملی، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران.
doi
10.22034/fr.2024.414044.1432چکیده
حوادث و روندهای کنونی نشان از تغییر نظم بینالمللی دارد؛ از یک سو، روند افول قدرت آمریکا به عنوان مهمترین و مؤثرترین بازیگر حامی نظم موجود سرعت گرفته است و از سوی دیگر قطبهای جدید قدرت ظهور کردهاند. ضعیف شدن اتحادها و ائتلافهای پیشین و شکلگیری اتحادها و ائتلافهای جدید، افزایش مقاومت بازیگران معترض به نظم کنونی و همافزایی آنها و افزایش قطبیت در نظام بینالملل نیز نمونهای از روندهای متغیر حاکم بر جهان است. در این راستا، سؤال اصلی مقاله این است که مختصات نظم بینالمللی در حال گذار چیست و چه پیامدهایی برای ایران بدنبال دارد؟ این مقاله با بهرهگیری از نظریه های تنوع و تکثر قدرت در نظام بینالملل به این گزاره رسیده که مهمترین فرصتهای نظم در حال گذار بینالمللی برای ایران شامل جبههبندی و شکاف قدرتهای بزرگ در بحرانهای بینالمللی و ایجاد فضای کنشگری فعالانه برای ج.ا.ایران، شکلگیری تدریجی ساختارهای مالی و پولی موازی جهانی و ایجاد فضای جدید برای تعاملات اقتصادی و تجاری ایران؛ برجسته شدن گرههای اقتصادی جدید در سطح منطقهای برای ایران، کاهش اجماع قدرتهای جهانی در مورد اصول و هنجارهای بینالمللی و ایجاد فضای هنجاری جدید برای قدرتهای ضدهژمون نظیر ایران و نظایر اینها است. از سوی دیگر، مهمترین چالشهای نظم در حال گذار بینالمللی برای ایران شامل سیاست محتاطانه برخی قدرتهای نوظهور و ایجاد ابهام و پیچیدگی برای نقشافرینی ج.ا.ا، افزایش رقایتها و مناقشات منطقهای با توجه به کاهش حضور و نقشآفرینی قدرتهای بزرگ در سطح منطقه، روبرو شدن ایران با انواع تهدیدات سایبری و افزایش عدم قطعیتها و پیچیدگیها در محیط راهبردی ایران است.