بررسی خوانش تحلیلی ـ انتقادی عالم مثال شیخ اشراق از دیدگاه ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیارگروه معارف اسلامی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 مربی گروه معارف اسلامی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
چکیده
استناد به استدلالاتی چون «امتناع انطباع کبیر در صغیر» و «صور موجود در خواب» از جمله دلایل اساسی شیخ اشراق در قائل شدن به عالم مثال است. وی به جهت نقش واسطی عالم مثال میان عالم ماده و عقول بسیاری از حقایق هستیشناختی و معرفتشناختی، همچون بهشت و جهنم صوری، شیاطین و اجنه صوری، نغمههای خوش و رایحههای دلانگیز از احوالات سالکان، صور ملائکه، منشأ کرامات و معجزات، صور خواب و رؤیا، و وحی و الهام را با این عالم مرتبط دانسته است. صدرالمتألهین ضمن قبول اصل وجود عالم مُثُل معلّقه، با ارائه ایراداتی چون تفکیک نکردن خیال متصل از خیال منفصل، جوهر مثالی نبودن صور مرآتی و وابستگی صور ادراکات حسی به خیال متصل، از یک سو به تبیین و روشنسازی هرچه بیشتر این دیدگاه همت گماشته و از سوی دیگر، به دنبال آن بوده که با رفع نواقص، این نظریه را توسعه مفهومی و کاربردی ببخشد. جستار پیش رو در پی آن است که با نگرشی تحلیلی ـ انتقادی، پس از بررسی ادله شیخ اشراق و بیان ایرادات صدرالمتألهین در این باب، وجوه اشتراک و افتراق این دو حکیم را در این موضوع مشخص سازد.