واکاوی و نقد نظریه رئالیسم دولتمحور فرید زکریا؛ با تأکید بر بازخوانی آن در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
2 استاد روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22034/fr.2024.411934.1434چکیده
نظریههای رئالیستی در روابط بینالملل، همواره از یک موقعیت ویژه و کانونی برخوردار بوده و در این بین متفکران زیادی به تشریح مبانی فکری خود در چارچوب مفروضههای رئالیستی پرداختهاند. نظریههای رئالیستی روابط بینالملل را میتوان از مناظر گوناگون، به دستههای مختلف تقسیمبندی نمود که از جمله آنها میتوان به مدرن/کلاسیک و تدافعی/تهاجمی اشاره نمود. هر یک از متفکران رئالیسم در روابط بینالملل بهدنبال ارائه نظریههایی بودهاند که از قدرت تبیینی و پیشبینیپذیری قابل قبولی برخوردار بوده و در عین حال دارای ملزومات اساسی و منسجم، بهگونهای که بتوان نام تئوری را بر آن نهاد نیز باشند. در همین راستا، فرید زکریا در کتاب خود به تشریح مبانی و ارائه نظریهی خود تحت عنوان "رئالیسم دولتمحور" پرداختهاست که در نقد رئالیسم تدافعی به توضیح تئوریک سیاستخارجی آمریکا و چگونگی افزایش قدرت و منافع این کشور در بازه زمانی 1908-1865(میلادی) میپردازد. بر همین اساس در این مقاله بهدنبال تشریح و واکاوی مبانی این تئوری و همچنین بیان ایرادات آن با تکیه بر مفاهیم موجود در آن میباشیم. پرسشهای اساسی این پژوهش بدین شرح هستند: اولاٌ این نظریه چه آوردههایی برای مکتب رئالیستی روابط بینالملل داشته؟ و دوماٌ از چه نواقصی برخوردار است؟ فرضیه پژوهش نیز این است که این نظریه با برجستهسازی نقش دولت و عوامل مربوط به آن، مفیدیت نظریههای رئالیستی را با عینیسازی سیاستخارجی ارتقا بخشیده اما همچنان میتوان قابلیتهای تبیینی آن را با بسط مفاهیم و جذب عوامل دیگر در نظریه، بهبود بخشید. شیوه انجام پژوهش نیز توصیفی_تحلیلی با تأکید بر مفاهیم نظری موجود در کتاب میباشد.