کیفیت علوفه گونههای مهم مرتعی در مراتع نیمه استپی منطقه قره باغ ارومیه (مطالعه موردی: مراتع خانقاه سرخ ارومیه)
نویسندگان
1 استاد دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران.
2 استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد مرتعداری دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران
4 عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان غربی
doi
10.22092/wmej.2014.106890چکیده
آگاهی از جوابگوئی علوفه مرتع به نیاز روزانه واحد دامی چراکننده در مرتع، یکی از موارد ضروری در تعادل دام و مرتع میباشد. به همین منظور در پژوهش حاضر، از 6 گونه مرتعی Bromus tomentallus،Koeleria cristata ، Festuca ovina، Teucriom poliom،Helichrysum globiferum، kotschyanus Thymus که از گونههای مهم و مورد چرای دام در مراتع نیمه استپی قرهباغ ارومیه میباشند، در سه مرحله رشد (رشد رویشی، گلدهی و بذردهی) در سال 1387 نمونهبرداری شد. در هر مرحله، 3 نمونه و برای هر نمونه 9 پایه گیاهی قطع شد. پس از اندازهگیری درصد ازت (N) و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) گونههای مورد مطالعه؛ مقادیر پروتئین خام (CP)، ماده خشک قابل هضم (DMD) و انرژی متابولیسمی (ME) آنها به منظور اطلاع از حد بحرانیشان برای تامین نیاز روزانه واحد دامی محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از تجزیه واریانس دو طرفه (GLM) و به منظور مشاهده منابع تغییرات درون گروهی، از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج نشان میدهد که؛ بیشترین مقدار پروتئین خام (20/10 درصد)، متعلق به گونه Teucrium polium و بیشترین مقدار ماده خشک قابل هضم (01/55 درصد) و انرژی متابولیسمی (35/7 مگاژول بر کیلوگرم ماده خشک) مربوط به گونهHelichrysum plicatus است. کمترین مقدار پروتئین خام (07/7 درصد)، ماده خشک قابل هضم (13/46 درصد) و انرژی متابولیسمی (84/5 مگاژول بر کیلوگرم ماده خشک) متعلق به گونه Festuca ovina میباشد. بر مبنای نتایج مذکور و با در نظر گرفتن سهم گونهها در ترکیب گیاهی مرتع، میانگین مقادیر پروتئین خام مراحل مختلف رشد شامل؛ مرحله رویشی، گلدهی و بذردهی به ترتیب عبارتند از؛ 22/13، 13/8 و 03/5 درصد که در مراحل رویشی و گلدهی بیشتر و در مرحله بذردهی، کمتر از مقدار تقریبی سطح بحرانی آن (7 درصد) برای تامین نیاز روزانه یک واحد دامی میباشد. میانگین مقادیر ماده خشک قابل هضم در مراحل مختلف رشد به ترتیب؛ 07/58، 55/49 و 08/43 درصد میباشد که در مرحله رویشی، بالاتر از سطح بحرانی آن (50 درصد) برای نیاز نگهداری واحد دامی و در مرحله گلدهی و بذردهی کمتر است. مقادیر انرژی متابولیسمی نیز در مراحل مختلف رشد به ترتیب عبارتند از؛ 87/7، 42/6 و 32/5 مگاژول بر کیلوگرم ماده خشک که در مراحل مورد مطالعه، کمتر از مقدار تقریبی سطح بحرانی آن (8 مگاژول) برای تامین نیاز روزانه یک واحد دامی میباشد. این امر بیانگر این است که مطلوبیت کیفیت علوفه مرتع در زمانهای مختلف چرا، یکسان نمیباشد و لازم است نیاز روزانه واحد دامی بر مبنای کیفیت علوفه مشخص شود. طبیعی است که بسته به شرایط سال ممکن است، کیفیت علوفه گیاهان قدری تغییر یابد ولی به دلیل هزینه بر بودن تعیین کیفیت علوفه، میتوان از نتایج مذکور به منظور برآورد نیاز روزانه دام در سالهای مختلف استفاده کرد.